علت محدود نبودن ارتباط با خدا به زمان ومکان خاص
8روایت داریم اوّل الوقت رضوان اللَه و آخر الوقت غفران اللَه1 كسی كه نمازش را در اوّل وقت بخواند موجب خوشنودی و رضایت پروردگار است و در آخر وقت موجب غفران است یعنی موجب بخشش است چون گناه انجام داده و معصیت كرده انگار معصیت كرده و این نمازی كه میخواند باعث رفع آن معصیت است باعث اینكه آن گناه را خدا میبخشد یعنی فقط نمازش فایدهاش این بود كه گناه را بخشیده، هیچ بالا نرفته قضیه، فایدهای نكرده، بالا نبردتش، هان! اینها میآیند چی كار میكنند؟ در قبر میآیند میگویند، ها! رفیق چطوری؟ ما با تو بودیم یك عمر با تو بودیم هر جا رفتی با تو آمدیم در خواب با تو بودیم در بیداری با تو بودیم یادت میآید میخواستی فلان كار را انجام بدهی دلت آشوب شد؟ ما بودیم تو دلت آشوب انداختیم یادت میآید فلان قضیه را میخواستی انجام بدهی هی گفتی بكنم یا نكنم؟ ما بودیم كه به تو القاء میكردیم یادت میآید در فلان جا میخواستی به فقیر كمك كنی به تو میگفتیم بكن این فقیر است این چیز است این فلان است، از آن طرف میگفتی ای بابا خودمان احتیاج داریم خودمان نیاز داریم اینی كه میگفت بكن ما بودیم هی ما بودیم، بعضیها را تو گوش دادی بعضیها را گوش ندادی آنجا را رفتی آنجا را نرفتی، خب این هم این مسأله، پروندهات. نگاه میكند به پروندهاش میبیند كه عجیب، عجیب است.
علیبنابیحمزه از اصحاب موسیبنجعفر بود از این افرادی بود كه در ولایت و امامت امام رضا علیه السّلام توقّف كرد و انكار كرد ما چند نفر داریم از اصحاب ائمّه، هلالی و بلالی و علیبنابیحمزه و امثال ذلك و اینها از بزرگان حدیث بودند ولی متأسّفانه در آخر عمر به واسطهی امتحاناتی كه پیش آمد از امتحان خوب بیرون نیآمدند و مقام ولایت را انكار كردند مقام امامت را انكار كردند و نسبت به بعضی از اینها، از طرف ائمّه لعن وارد شد امام رضا علیه السّلام علیبنابیحمزه را لعن كرد در حالی كه علیبنابیحمزه از بزرگان روات بود و وكیل امام علیهالسّلام بود وكیل موسی بن جعفر بود بعد از موسی بن جعفر امام رضا علیه السّلام به او پیغام داد آن اموالی كه در دستت هست اینها را بفرست برای ما، بفرست در مدینه ما به اهلش میرسانیم، خب اموال زیادی هم گرد آمده بود دیگر، همه مربوط به امام بود مال این نبود كنیزانی آورده بودند [كه] جزء همین اموال و اینها بود. این دید بد چیزی فعلًا جمع نشده این تا [آخر] عمر كه هیچی عمر پدرش هم كار میكرد این قدر گیرش نمیآمد! حالا مفت و مجانی آمده در خانه، زهی سعادت! فعلًا هم كی به كیه؟ حكومت هم كه حكومت بنی عبّاس! بكش بالا و یك لیوان آب بخور رویش برو، این حرفها نیست! گفت كه اینها مربوط به موسیبنجعفر است مربوط به ایشان نیست! مگر این بعد از موسیبنجعفر امام نیست؟ گفتند امامت تمام شد، مانداریم، ما نصّی نداریم، ببینید! خدا لعنت كند این شیطان را كه چطور میآید! ما نداریم، ما از موسیبنجعفر نشینیدیم كه بعد از من فرزندم علی بن [موسی امام است.]، پدر سوخته تو نشینیدی؟ نه نشینیدم خب دلیل نداریم، ما نشنیدیم، معروف نبوده، مشهور نبوده، بعد از موسی بن جعفر معلوم نیست. اینها همه ادّعاست، تمام شد امامت تمام شد باید به همین روایت عمل كنیم، بقیه آن روایت ..... هر چی آمدند این طرف و آن طرف، آخر این حرف چه چیز است؟ آخه این برنامه؟ قبول نكرد كه نكرد، هیچ! خوش گذراند! مدّتها همینطور بود امام هم ولش كرد گفت هر كاری میخواهی بكن.
- فقه الرضا عليه السلام، ص ٧١.

