اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

علت محدود نبودن ارتباط با خدا به زمان ومکان خاص

14154
سال 1421
نسخه عربی

علت محدود نبودن ارتباط با خدا به زمان ومکان خاص

7
  • آنكه دارد خلجان وارد می‌كند همین دوتا هستند این ملك چپ و راست همین نكیر و منكر هستند منتها در آنجا، در قبر، می‌آیند می‌گویند ما با تو بودیم ما در این دنیا با تو بودیم نكیر و منكر خودشان دو ظهور هستند از ملائكه‌ای كه در تحت فرمان آنها است، مانند حضرت عزرائیل كه خودش ملك مقرّبی است كه در تحت او قوائی است كه جان‌ها را می‌گیرد، نكیر و منكر همینند یعنی سنبل هستند به عبارت دیگر، هم خودشان وجود خارجی دارند و هم آنها زیر دستشان ملائكه‌ای است كه در تحت فرمان است پس این دوتا ملك چپ و راست .....

  • إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ، ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ1 عجیب است وقتی كه آن دوتا ملك در چپ و راست مواظب تو هستند نشستن و مواظب تو هستند كه می‌خواهی چه كار انجام دهی؟ كلمه‌ای از دهانت خارج نمی‌شود این كلمه رقیب دارد مراقب دارد كه بنویسد، یك كلام یك حرف از دهان خارج می‌شود فوری می‌نویسند در ساعت فلان در دقیقه‌ی فلان و در لحظه‌ی فلان ایشان این مطلب را گفت این هم خیال نكنید این از كاغذهایی است كه پاك می‌شود ها! یك كاغذهایی است عكس‌هایی است ما سابق می‌چسباندیم كوچك بودیم به دفترچه‌هایمان، بعد از یك مدّت می‌دیدیم ا عكس نیست محو شد آفتاب به او می‌خورد نور به او می‌خورد می‌رفت. یك كاغذهایی است الآن، این كاغذها را ازش فتوكپی می‌گیرند كاغذهای مخصوصی است با نور و گرما این صورت پیدا می‌كند یك مدّت كه برود شش ماه نگاه می‌كند ا این كاغذ سفید است فتوكپی رفت اینها نمی‌رود فتوكپیشان، آنها اصلِ پرونده دستشان است نه فتوكپی آنهایی كه ما می‌گیریم فتوكپی است زیراكس است آنكه لفظ را می‌نویسد آن نكیر و منكر اصل را یاداشت می‌كنند اصل هم كه از بین نمی‌رود اصل وجود دارد می‌گویند ما با تو بودیم در دنیا با تو بودیم‌ الآن ببین اذان گفتند آن نفس امّاره می‌گوید حالا، چای آورده زنمان، حالا بگذار این چای را بخوریم چای آورده سرد می‌شود، خیلی باعث تأسف است واقعاً خیلی بی‌شرمی است. در نهایت وقاهت كه در تلویزیون ایران، حكومت اسلامی ایران، من منزل اخوالزوجه بودم داشتند یك برنامه‌ای نشان می‌دادند من گفتم بگذارید این را نگاه كنم یك برنامه‌ای نشان می‌داد كه یك شخصی موقع نماز آمد منزل و می‌خواست برود نماز بخواند زنش آمد توی راه پلّه، گفت فلانی! گفت می‌خواهم بروم نماز بخوانم، گفت بیا مهمان‌ها منتظرند می‌خواهی بروی نماز بخوانی؟ بلند شو بیا. آن هم برگشت و رفت و نشست پیش مهمان‌ها و چیز كرد! خیلی واقعاً بی‌شرمی است! بسیار! چقدر وقیح باید باشیم ما كه این مسأله‌ی اساسی و این مسأله‌ی مهمّ كه رسول خدا بالای منبر بود و داشت برای مردم در ظهر مؤعظه می‌كرد، در این موقع وقت نماز شد حضرت از منبر پائین آمد نماز خواند بعد دوباره رفت بالای منبر به بقیه‌ی خطبه ادامه داد،2 التفات می‌كنید؟ این مسأله، خب حالا این وضعیت، می‌گویند موقع نماز است زن چای آورده بگذار بلند شوم نماز بخوانم، دست ما ردّ می‌كنی؟ ای زن صبر كن نماز می‌خوانیم حالا می‌آئیم چیز می‌كنیم. شروع می‌كند حالا ما برایت چای .....! خب این چقدر مگر طول می‌كشد؟ چقدر مگر؟ دو دقیقه طول می‌كشد. آدم می‌ماند بلند شود نماز بخواند یا ..... خب می‌تواند به یك نحوی متقاعد كند كه بلند شود و خلاصه نماز را بخواند و به یك نحوی هم نفس امّاره می‌گوید خوب دیر هم شد، شد. عیب ندارد و دیر می‌شود، زنگ خانه را می‌زنند و می‌گوید حالا بروم زنگ را تمام كنم و یك مرتبه نگاه می‌كند می‌بیند آقا یك ساعت از وقت نماز چی؟ گذشت یك ساعت گذشت ای داد و بیداد نوشتند این آقا نمازش را یك ساعت به تأخیر انداخت.

    1. سوره ق آيات ١٧ و ١٨.
    2. شرح نهج البلاغة (لآبن أبى الحديد)، ج ١٣، ص ٢٩.