اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

علت محدود نبودن ارتباط با خدا به زمان ومکان خاص

14154
سال 1421
نسخه عربی

علت محدود نبودن ارتباط با خدا به زمان ومکان خاص

5
  • اینها اینجوری هستند خب البتّه دیگر وقتی آن قضای بقیه بیاید كه گوسفند و اینها اثر نمی‌كند. لذا دفعه دوّم فائده‌ای نكرد و رفت. دیگر در آن حدّی است كه حدّ مجاز باشد. بنده خدایی می‌گفت فلانی! ما هر وقت مریض می‌شویم حمد می‌خوانیم خوب می‌كنیم. می‌گویم حالا اگر قرار بود كه حمد خوب كند تا حالا یك مرده وجود نداشت عزرائیل كارش كساد می‌شد حمد شفا می‌دهد ولی حدّی دارد، این قضای مبرم دیگر مبرم است و اگر اینطور است انسان بالای سر هر مریضی می‌رود هفتادتا حمد می‌خواند، دیگر عزرائیل بیاید جان چه كسی را بگیرد؟ برود جان كسانی را بگیرد كه حمد بلد نیستند! اینطور نیست، حمد تمام علّت نیست در سلسله‌ی علّت است یك اجل حتمی داریم یك اجل معلّق، یك اجل مكتوب داریم و در اجل مكتوب هیچ ردّی نیست و هیچ تبدیل و تغییری وجود ندارد آن قضای حتمی و مبرم پروردگار است. در اجل معلّق دیگر آن اجلی است كه در عالم اسباب و مسبّبات درگیر تصادم و تصادف با سلسله علل قرار می‌گیرد و آنی است كه آن اجل مبرم را مبرم می‌كند، آن اجل معلّق باعث ابرام آن اجل می‌شود.

  • یك وقتی حضرت عیسی علی نبینا و آله و علیه السّلام ایشان از جایی می‌گذشتند چشمشان به یك جوان افتاد فرمودند امشب این جوان شب آخرش است بعد این قضیه گذشت یكی دو روز دیگر گذشت مردم دیدند این جوان دارد راه می‌رود، تو خیابان راه می‌رود گفتند یا نبی اللَه تا حالا هرچه از شما می‌شنیدیم همه صحیح بود همه چیز ..... شما مگر نفرمودید كه این جوان شب آخرش است؟ ایشان گفتند بله شب آخرش است، برویم از او سؤال كنیم ببینیم چه است؟ آمدند گفتند ای جوان پریشب این حضرت عیسی خلاصه اخبار از فوت و موت تو را داده، گفت اتفاقاً همین‌طور بود من صبح كه از خواب بیدار شدم دیدم یك مار سیاهی این كنار تشك من خوابیده، تازه ازدواج كرده بودم، دیدم این مار كنار این تشك خوابیده بلند شدم و این مار را از بین بردم، مار كنار تشكش بوده كنار بسترش بوده بعد حضرت عیسی گفت از او سؤال كنید چه كرده است امروز؟ گفت عصر وقتی كه داشتم می‌رفتم فقیری را دیدم و صدقه به او دادم، همین‌طوری، اصلًا بدون اینكه متوجّه این قضیه باشد كه‌ حضرت عیسی این حرف را زده یا نه؟ صدقه داده بوده به فقیر، حضرت عیسی فرمود صدقه رفع مرگ را از او كرده است و این به خاطر این مرگش و موتش به تأخیر افتاده‌1 این را می‌گویند اجل، اجل مبرم نبوده خب حالا حضرت عیسی دیده یا خواسته بیان كند یا خواسته تنبیه بدهد، به هر كیفیتی خواسته متوجّه بكند افراد را نسبت به این قضیه یا علی كلّ حال نسبت به این درجه‌ی از مسأله اشراف داشته، ما دیگر نمی‌دانیم، ما كه دیگر در چیز نیستیم علی كلّ حال پیش می‌آید گاهی از این مسائل، در این محدوده حضرت بیان كرده و به این كیفیت برای افراد دیگر روشن شده كه صدقه یكی از علل تأخیر مرگ است.

    1. بحار الأنوار، ج ١٤، ص ٣٢٤.