علت محدود نبودن ارتباط با خدا به زمان ومکان خاص
11لذا این [خواب] وضو را باطل میكند همانطوری كه بیهوشی وضو را باطل میكند خواب هم وضو را باطل میكند امّا یك قسم داریم آن چرت است، چرت یك مقدار حواسّ انسان هست، چشم نمی بیند ولی گوش یك صداهایی را میشنود لذا اگر یك خورده شخصی بلند صحبت كند انسان از آن حالت چرت بیرون میآید این مبطل وضو نیست.
لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ1 خدا را چرت نمیگیرد، تا خدا بخواهد چرت بزند عالم بهم ریخته، لذا حواسّش جمع است مبادا چرتش بگیرد مبادا خوابش ببرد! ها؟ به خاطر اینكه دم و دستگاهش هم از كار نیفتد چهار چشمی مواظب است، این میشود چی؟ این میشود مقام قیومیت حقّ. قیومیت دارد. قائم است، قیوم به ذات است، قائم است بر همهی اشیاء. پس آن جهت تكوینی، بین انسان و بین پروردگار، آن ربط همیشه هست وقتی كه آن ربط همیشه هست پس چرا آن ارتباط گاهی باشد گاهی نباشد؟ چرا؟ وقتی كه آن جنبه تعلّق نفس بین همهی اشیاء و بین پروردگار هست چرا گاهی از اوقات ما بتوانیم با خدا صحبت كنیم؟ بتوانیم با خدا اتّصال برقرار كنیم؟ بتوانیم گاهی اوقات دعا كنیم؟ چرا؟ و بعضی از اوقات نتوانیم؟ این چه چیز است؟ باطل است. همیشه بین انسان و بین پروردگار آن جنبهی تعلّق و آن جنبهی ربطی و آن جنبهی تدلّی و آن جنبهی اتّصال، بین انسان و بین پروردگار، بین حیوان و بین پروردگار، بین جمادات و بین پروردگار، در تمام اینها وجود دارد یك خاطره از ذهن یك نفر بگذرد انعكاسش در جای دیگر است.
یك وقتی شاگرد یكی از بزرگان به سفر رفته بود آن شخص نشسته بود با شاگردانش مشغول صحبت بود، یك مرتبه گفت وای به حالش، وای به حالش، وای به حالش هیچ كدامشان نفهمیدند بعد یك مدّتی الحمدلله، الحمدلله، الحمدلله. نفهمیدند چی گفت؟ چی بود؟ اوّل چی بود؟ بعد چی شد؟ وقتی كه او از سفر برگشت گفتند فلانی! ما یك روز نشسته بودیم همچنین مسألهای را دیدیم، وای به حالش یعد یك مدّتی الحمدلله، گفت عجب، عجب. میگفت من در آنجا در ماشین نشسته بودم و داشتم میرفتم در این موقع یك خاطرهای از ذهن من عبور كرد. یك خاطرهای، در همان لحظه، بعد از یك مدّتی استغفار كردم دیدم مكدر شدم و استغفار كردم و دیدم آن حالتم برطرف شد. [او] دارد تو ماشین میرود یك خاطره از ذهنش میگذرد بدون اینكه كاری انجام بده، [او] آنجا نشسته، تو مجلس، میگوید وای به حالش، وای به حالش! ها؟ یعنی چی؟ این یعنی همیشه در باز است همیشه اتّصال هست. صبح، عصر، بعدازظهر، نصف شب و بعد از مغرب و عشاء و اینها ندارد قضیه، این جهت اتّصال، دائماً و متّصلًا این مسأله وجود دارد و برقرار است.
- ١. قسمتى از آيه شريفه ٢٥٥ سوره مباركه بقره

