عدم محدودیت ارتباط با خدا به زمان و مكان خاص
3لذا یکی از مهمترین مسائل مسألهی صله رحم و بدترین مسائل مسألهی قطع رحم است امام صادق علیهالسّلام فرمودند1: در شب قدر جبرائیل میآید در خانهی خدا در کعبه و رایتی در دست دارد علمی در دست دارد و آن علم را بر بام کعبه نصب میکند و تمام بالهای او که کنایه از آن جهات وجودی اوست آن صفات وجودی وهیمَنه و اقتدار اوست بر همهی اشیاء، پرهای او بر شرق و غرب عالم استیلا پیدا میکند فقط دوتا از پرهایش یعنی دو جنبهی وجودیاش را برای شب قدر نگه میدارد و این را، یعنی هست منتهی اختصاص میدهد به تمام افرادی که این دو جنبهی خاصّ نعمت پروردگار و اختصاص به بعضی از فیوضات پروردگار را در شب قدر بیدار هستند حالا یا ذکر میگویند یا نشستن یا قرآن میخوانند یا نماز میخوانند یا هر چی، بیدار هستند و تمام آن افراد مشمول این خصوصیت مفاضه از طرف پروردگار هستند مگر کسی که قاطع رحم باشد اینها مشمول این لطف خدا نیستند. این قدر مسأله مهمّ است.
کسی که قطع رحم کند این روایت را من از خودم درنیاوردم میخواستم دیشب بگویم دیگر فرصت نشد کسی که قطع رحم میکند دوّم چه کسانی؟ دوّم کسی که بین برادر ایمانی اختلاف بیندازد اینها مشمول این نعمت خاصّ نخواهند بود مقصود چیست؟ مقصود این است که همانطوری که پروردگار از نقطهی نظر تکوینی یک تعلّقاتی را بین حوادث و اشیاء به وجود آورده و این تعلّقات یک تعلّقات تکوینی است همانطور از نقطهی نظر تشریع و مقام تربیت هم به اینها بهاء داده اجر داده ارزش داده مادر انسان برای انسان مادر است هرچه میخواهد باشد باشد پدر انسان برای انسان پدر است هرچه میخواهد باشد.
یکی از رفقا به مرحوم آقا عرض میکند آقا پدر من اصلًا مسلمان نیست اعتقادش درست نیست اصلًا کمونیست است، اعتقاداتش، من با او چگونه رفتار کنم؟ ایشان میفرمایند مانند یک مسلمان با او عمل کن پدر توست تو به این جهات نباید نگاه کنی پیامبر هم فرمودند دیگر، به آن جوانی که مسلمان شده بود نصرانی بود گفت برمیگردم با پدر و مادرم چگونه رفتار کنم؟ حضرت فرمودند تا به حال با آنها چگونه بودی؟ باید بهتر انجام بدهی2 واقعاً ما خیلی بیچاره هستیم خیلی واقعاً ما دور هستیم از مسائل و قضایا که با دست خودمان حالا خوب است اینها را داریم. در کتب، در اثار و اینها هست با دست خودمان اصلًا میآئیم قطع ایجاد میکنیم فصل ایجاد میکنیم آدم اصلًا نمیفهمد، حیوان این کار را انجام نمیدهد حیوان، آقا انجام نمیدهد با دست خودمان میآئیم جدایی میاندازیم، با دست خودمان. یک وقتی ما در یک جایی بودیم صحبت از بعضی مسائل و ناراحتیها بود یکی گفت آقا خدا نگذرد از آن افرادی که در دور بر هستند اینها میآیند مسأله ایجاد میکنند گفتم آقا دور و بر چی چیه؟ خودمان! کار دست خودمان است چرا گردن دور و بر میآندازیم؟ نه آقا جان! دور و بر چیه؟ خودمان! خود شخص فقیر حقیر سراپا تقصیر حالا از خودمان فارغ بشویم بله آن وقت میرویم سراغ دور و بر، بله دور و بر هم بعضیها هستند و شیطنت میکنند این به جای خود. چرا گناه را گردن این و آن بیندازیم؟ بعداً میآئیم قرآن بِه سر میگیریم یا اللَه میخوانیم بِک یا اللَه میخوانیم چه هست اینها؟ نمیفهمیم! خودمان را داریم گول میزنیم چه کسی را داریم بازی میدهیم؟ ملائکه را؟ آنها گول نمیخورند بابا هی بگو بِک یا اللَه آنها میگویند بگو، آنقدر بگو که گلویت بگیرد از آن سقف نمیگذاریم برود بالا، هی بگو الهی به محمّدٍ الهی به علی الهی به چه! برو خودت را درست کن برو آن مسألهات را درست کن برو آن نفست را درست کن برو آن ارتباطت را درست بکن چه چیزی میگویی بِک یا اللَه، بِک یا اللَه! و کم حسنهایی در آثار ما به آن برخورد میکنیم که از صلهی رحم و ایجاد ارتباط بین دو مؤمن و محبت بین دو مؤمن [مهمتر باشد.]
- فضائل الأشهر الثلاثة، ص ١٢٧ (منقول از حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم).

