اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عدم محدودیت ارتباط با خدا به زمان و مكان خاص

14332
سال 1421
نسخه عربی

عدم محدودیت ارتباط با خدا به زمان و مكان خاص

7
  • یکی از همین افراد فردی بود اهل تبریز و اینها بود بسیار متموّل بود، خیلی، هرچه که داشت در راه خدا داد به فقرا داد باغ داشت انفاق کرد حجره داشت، در همان بازار تبریز حجره داشت، محلّ رفت‌

  • و آمد بود متموّل بود ازاتقیاء آن منطقه‌اش بود، همه را در راه خدا به فقرا و اینها داد و بعد بلند شد رفت در نجف، مدت‌ها در نجف بود به ریاضات مشغول بود در مسجد کوفه حجره‌ای گرفت در آنجا بود با افرادی که آنجا می‌آمدند ارتباط داشت چه و چه چه، از همین افرادی که دنباله روی حضرت و ولایت و از این مسائل، البتّه خدا هم در ازای این ایثارها و در ازای از این خود گذشتگی‌ها و این مسائل و انفاق‌ها خب یک چیزهایی هم خدا به او داد ولی مطالبی را که این پیدا کرد به نسبت به آنچه را که ما دیده‌ایم از بزرگان و به دنبال او هستیم، اصلًا به حساب نمی‌اید اینها این کار را انجام دادند حالا قضیه یک خورده نوسان پیدا می‌کند، مسأله، آقا چه شده زندگی ما پایین و بالا شده؟ آقا چه شده اینجوری شده؟ بیایید نگاه کنید بقیه چه کار کردند چکار کردند و توی این چیزها هم نبودند؟ این ادّعاها را نداشتند.

  • خب اینها چه هست؟ گفت خب دیگر اگر قرار بر این است خب سالک او است دیگر، او سالک است حالا ما اسممان را بگذاریم جزء سالک! نمی‌شود دیگر، به حرف که نمی‌شود. پس بنابراین مسأله خیلی مسأله‌ی حساس و مهمّ است سرگرم کردن و سرگرم شدن به این مطالبی که خلاصه سرگرمی به آنها فقط مطلوب است، در حدّ یک سرگرمی، انسان را به جایی نمی‌برد و راهی به مقصد نمی‌رساند.

  • خب این مسأله، مسأله چیست؟ حقیقی است یعنی وقتی که انسان ارتباطی دارد با یک شخص و این ارتباطش هم ارتباط تکوینی است خداوند این ارتباط تکوینی را بر اساس آن حقیقت تعلّق و ربط بین خلق و بین خودش، مورد ارج و بهاء و ارزش و مورد مسئولیت این را قرار داده لذا احترام به پدر، علی کلّ حال از اوجب واجبات است احترام به مادر از اوجب واجبات است اینها همه باید محفوظ باشند خب حالا وقتی که در مسائل عادی و نَسَبی مطلب این است چطور می‌شود انسان که وجودش عین تعلّق به پروردگار است بین خودش و پروردگار حاجب و مانع باشد؟ مانع دیگر؟ خدا به نصارا می‌گوید شش روز در هفته بین من و بین شما ارتباط قطع فقط روز یکشنبه، خب این مانع است دیگر، شش روز در هفته ارتباط قطع فقط روز شنبه، این مانع است دیگر. چطور می‌شود اینطور باشد؟ این که ارتباط، ارتباطِ حقیقی است این ارتباط ارتباط تکوینی است چرا باید این ارتباط قطع بشود؟