اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عدم محدودیت ارتباط با خدا به زمان و مكان خاص

14332
سال 1421
نسخه عربی

عدم محدودیت ارتباط با خدا به زمان و مكان خاص

4
  • من یک وقت دیدم یک مسأله‌ایی اتّفاق افتاده بود بین حضرت [امام‌] مجتبی علیه‌السّلام و امام حسین یک قضیه‌ایی بود یک مسأله، بعد در آنجا داشت که آن شخص ظاهراً مسأله اصلًا مربوط به خودشان هم نبوده است مربوط به خارج از خودشان بوده است دید که سید الشّهداء دارد می‌رود منزل امام حسن علیهماالسّلام گفت حسین کجا می‌روی؟ حضرت فرمود: دارم می‌روم منزل برادرم. گفت برای چه؟ حضرت فرمود: می‌خواهم من پیش‌قدم باشم در رفع این مسأله، واقعاً کجای کاریم؟ امام حسین می‌گوید می‌خواهم من پیش‌قدم باشم چون می‌دانم برادرم بلند می‌شود می‌آید امام حسن‌ علیه‌السّلام، می‌خواهم قبل از اینکه او بیآید من بروم که ثواب گیر من بیاید چون من می‌دانم او پا می‌شود و می‌اید، امام مجتبی علیه‌السّلام،1 اینها اینجوری بودند آقا! به ما یاد دادند، راه را به ما یاد دادند.

  • آن وقت ما خودمان دین نازل می‌کنیم خودمان شریعت جعل می‌کنیم خودمان کتاب می‌آوریم خودمان احکام نازل می‌کنیم! بله نیاز نداریم احتیاج نداریم این حرام است آن حلال است برو بچّه! تو آبگوشت هم نمی‌توانی بپزی داری حکم می‌آوری! نخودت را زیاد می‌ریزی! هیچی نه! این این‌طور است آن آن‌طور است آن فلان، آن چه چیزی است! اینها چه است آقا؟ اینها همه‌اش بازی است حالا هی بگوییم ما سالکیم بگوییم این سالک ما کسره‌اش با فتحه‌اش فرقی نمی‌کند هیچ تفاوتی ندارد سالک به چه کسی می‌گویند؟

  • مرحوم آقا رضوان اللَه علیه در یکی از سفرهایی که از مشهد آمده بودند به طهران، رفقای بعضی از این شهرستان‌ها دعوتشان کرده بودند منزلشان، البتّه من نبودم در آن مجلس ولی آن طوری که نقل می‌کنند، در یک مجلسی بود در همان شهرستان‌ها که رفته بودند صحبت از این شد که آقا ما را نصیحتی کنید آقا کاری کنیم آقا ما ماندیم آقا ما حرکت نداریم چرا قضیه این است؟ چرا احساس نمی‌کنیم؟ چرا نمی‌دانم راهی نمی‌رویم؟ چرا حالی؟ خلاصه جهشی؟ پرشی؟ یک چیزی؟ این چه هست آقا؟ ظاهراً آن طوری که برای ما نقل شد یک قدری ایشان تأمّل کردند و یک استخاره‌ای هم کردند استخاره ظاهراً میانه‌ی خوب آمد حتّی خوب هم نیامد میانه‌ی خوب آمد اصلًا بگویند یا نگویند؟ اصلًا فایده دارد یا ندارد؟ آخه خیلی زشت است من حدیث نفس به خودم می‌کنم ها! نمی‌خواهم دیگری را مورد خطاب و توجّه قرار دهم آخه با این ریش سفید خیلی زشت است بعد از یک عمر آقا بلند شوند بیایند استخاره کنند که حرف بزنند یا نزنند؟ بگویند یا نگویند؟ التفات کردید؟ این افرادی که این سؤال را از آقا می‌کردند همه ریششان سفید بود یک ریش سیاه در صورتشان نبود.