عدم محدودیت ارتباط با خدا به زمان و مكان خاص
8آیا آنچه که موجب قطع ارتباط است از ناحیهی فاعل است یا از ناحیهی قابل؟ اگر از ناحیهی فاعل است یعنی فاعل سرش مشغول است خدا سرش مشغول است حوصله ندارد، به رتق و فتق عوامل میپردازد فقط یک وقت خاصّی را مختصّ به ارتباط قرار داده، مثل اینکه فرض کنیم مسئول یک ادارهای در اداره مثلًا در روز، نیم ساعت وقت مراجعین قرار داده هر وقت میرویم سراغشان آقا کمسیون دارند! آقا یعنی چای میخورند ها! آقا کمیسیون دارند آقا نمیدانم چه چیزی دارند آقا این جوری دارند آقا این جوری شدند فقط نیم ساعت آن هم موقعی که میخواهند بروند، بعد هم به اینها بگوئید به اینها چه کار کنند این جوری است؟ یعنی اینقدر سرشان شلوغ است که فرصت سر خاراندن هم ندارند، دیگر فرصت جوابگویی به ارباب رجوع را ندارند. قضیه این است؟ خب هیهات! ضعف و نقصان و خلاء در ذات ربوبی مستحیل است.
ولا یشُذَّ عنه مثقال ذَرةٍ فى السماءِ والارض در همهی آسمانها و زمین به اندازهی یک ذرّه از او در غفلت نیست. ذرّه میدانید چه هست؟ دیدید وقتی که آفتاب میآید تو ذرّه در عربی به این میگویند وقتی آفتاب میآید تو از پنجره، شما وقتی که نگاه میکنید یک ذرّاتی را در هوا معلّق میبینید، گرد و خاک، به اینها میگویند ذرّه، یعنی در عالم وجود به اندازه یک ذرّه خدا از آنچه که در کلِّ عالم است غفلت ندارد این خدایی [است] که برای ما تعریف کردند این خدایی است که ما میشناسیم، این است. پس از نقطهی نظر فاعل مسأله نیست. از نقطهی نظر قابل ما نقص داریم؟ ما کجایمان نقص دارد؟ ما نقص داریم ولی نه اینکه این نقص موجب عدم ارتباط و تعلّق و وصل با پروردگار باشد ما در وجود خود هیچگاه مانعی برای ایجاد علقه و رابطه با پروردگار نمیبینیم. شده؟ چه فرق میکند بین ما و نصارا و یهود؟ همین الآن [اگر] ما به وجدان و سرّ و نفس خود [اگر] مراجعه کنیم آیا بین خود و بین پروردگار مانعی میبینیم؟

