اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عدم محدودیت ارتباط با خدا به زمان و مكان خاص

14332
سال 1421
نسخه عربی

عدم محدودیت ارتباط با خدا به زمان و مكان خاص

2
  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم‌

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم‌

  • وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبى‌القاسم مُحَمّدٍ

  • وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ‌

  •  

  •  

  • اللَهمَّ إنّى اجِدُ سُبُلَ المَطالِبِ الَیک مُشْرَعَةً وَ مَناهِلَ الرَّجاءِ إلَیک مُتْرَعَةً وَ الاسْتِعانَةَ بِفَضْلِک لِمَنْ امَّلَک مُباحَةً.

  • خدایا من راه‌های طلب به سوی تو را برای افراد باز می‌بینم و چشمه‌های امید به تو را خیلی سرشار و غزیر و پر آب می‌بینم و کمک به فضل تو را و یاری جستن از فضل تو را، بهره‌گیری و طلب کمک کردن به فضل تو را برای کسی که امید به تو دارد این استعانت را مباح می‌بینم در دسترس می‌بینم آسان می‌بینم سهل می‌بینم‌ «وَ ابْوابَ الدُّعاءِ الَیک لِلصّارخینَ مَفْتُوحَةً» درهای دعا و نیایش به سوی تو را برای کسانی که تو را می‌خوانند اینها را من باز می‌بینم.

  • وقتی‌که امام سجّاد علیه‌السّلام با آن اوصاف خداوند را نعت و حمد کند دیگر طبیعی است که یک همچنین محمودی و ستایش شده‌ای راه به [سوی‌] او همیشه باز است دیگر اختصاص به وقتی دون وقتی ندارد. فرق بین ما و نصاری و یهود و سایر ملل در این است که آنها برای عبادت پروردگار وقت خاصّی را دارند نصاری روز یکشنبه دارند یهود روز شنبه دارند بودائی‌ها یک روز خاصّی را برای نیایش خودشان دارند و بعضی از طوایفشان ساعت خاصّی را دارند یعنی باید خداوند را در آن وقت نیایش کنند در روز یکشنبه بروند در کلیسا یا در روز شنبه بروند در کنشت و در آن روز خدا را بخوانند روزهای دیگر راه بسته است بین آنها و بین خدا رابطه‌ای نیست و این یک نقص به حساب می‌آید.

  • چرا انسان بین خود و بین پروردگار باید حاجبی را احساس کند؟ مانعی را ببیند؟ چرا انسان که وجودش از پروردگار است و اصلًا هستی او قائم به اوست تکویناً، چرا باید تشریعاً اختلاف داشته باشد؟ چرا؟ اصلًا ما کاری هم به این فقرات امام سجّاد نداریم انسان بین خود و بین یک شخصی که او را از نقطه‌ی نظر ظاهری و اعتباری در تحت تربیت خودش درآورده، انسان می‌خواهد همیشه بین او و آن شخص ربط برقرار باشد بین خود و بین مادر می‌خواهد همیشه ربط باشد بین خود و بین پدر می‌خواهد همیشه ربط برقرار باشد چرا؟ چون وجودش از آنهاست آن تعلّق نَسَبی اقتضا می‌کند که از جهت ظاهر هم ارتباط باشد اگر در بعضی اوقات احساس کند که مسأله‌ای پیش آمده کدورتی پیش آمده‌ و این ارتباط را دستخوش تغییر قرار داده متاثّر می‌شود می‌خواهد این را اصلاح کند ناراحت است چرا بین خودش و بین مادر بین خودش و بین پدر بین خودش و بین برادر و امثال ذالک باید قطع باشد؟ چرا باید انقطاع باشد؟ چرا باید فصل باشد؟ چون این علقه را انسان در خودش می‌بیند و حق طبیعی خودش به حساب می‌آورد.