امیرالمومنین علیه السلام آینۀ تمام نمای حضرت حق
9پیغمبر عهدهدار تنزیل قرآن و امیرالمؤمنین عهدهدار تأویل قرآن
پیغمبر مقام تنزیل قرآن است؛ یعنی به تمام افراد میگوید: «ای مردم، به قرآن ایمان بیاورید و به من هم ایمان بیاورید!» همه میگویند: چشم! ولی کجا پیغمبر را میشناسند؟! هر کس بگوید ایمان آوردم، پیغمبر قبول میکند، و لو اینکه در باطن منافق باشد؛ چون کار پیغمبر بر این اساس است. امّا پیغمبر را نمیشناسد مگر امیرالمؤمنین!1 او پیغمبر را میشناسد و آن حقایقی که از پیغمبر ظهور میکند، بهواسطۀ امیرالمؤمنین تفصیل میشود، او منافق را میشناسد و جدا میکند2، ولی پیغمبر جدا نمیکند؛ چون وظیفۀ پیغمبر نیست، بلکه وظیفۀ امیرالمؤمنین است. ولایت مثل محک است که هرجا بخورد جدا میکند.
پیغمبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم فرمودند:
یا علیُّ، أنا قاتَلتُ عَلَی التَّنزیل، و أنتَ تُقاتِلُهُم عَلَی التَّأویل.3و4 اینجا دیگر بحثها و مطالب خیلی مفصّلی است که تنزیل چیست؟ تأویل چیست؟ حقیقت قرآن چیست؟ ظاهرش چیست؟ امیرالمؤمنین تکفّل چه قسم از این علوم تفصیلی را داشتند؟ پیغمبر متکفّل چه امری بود؟
وصول امیرالمؤمنین به بالاترین درجات عالیه، با حفظ مقام عبودیّت و شاگردی پیغمبر
اجمالاً اینکه امیرالمؤمنین شاگرد پیغمبر است و اگر کسی بگوید که امیرالمؤمنین شاگرد پیغمبر است، امیرالمؤمنین خیلی خوشش میآید! ولی بعضیها نمیفهمند و مقام امیرالمؤمنین را بالاتر میبرند و میگویند:
علی آن کسی است که وقتی پیغمبر خواست بتها را از خانۀ خدا بریزد، ایستاد و گفت: «یا علی، بیا روی شانۀ من بایست!» امیرالمؤمنین رفت روی شانۀ پیغمبر و پای خود را گذاشت روی مُهر نبوّت؛ پس مُهر نبوّت زیر پای علی است! این است مقام علی!
این هم استدلال است؟! پس آیا موقعی که انسان بچّۀ کوچکش را هم بغل میکند، درجۀ بچّه بالاتر است؟! پیغمبر ایستاده و میگوید: «من ستونم! علی، بیا روی شانۀ من، و بتها را برو بشکن!» یعنی قِوام تو به من است، قوام این کعبه به من است و قوام این شکستنها به من است! پیغمبر علیِ خود را بلند کردند و معرفی کردند که من معرِّف هستم و او معرَّف!
- روضة المتقین، ج ١٣، ص ٢٧٣:
«قال رسولُ الله صلّی الله علیه و آله و سلّم لِعَلیِّ بن أبیطالب علیه السّلام: ”یا علیُّ، لا یَعرِفُ اللهَ تعالی إلّا أنا و أنت، و لا یَعرِفُنی إلّا اللهُ و أنت، و لا یَعرِفُک إلّا اللهُ و أنا.“»
”حضرت رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم به امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمودند: «ای علی، خداوند تبارک و تعالیٰ را نمیشناسد مگر من و تو، و مرا نمیشناسد مگر خدا و تو، و تو را نمیشناسد مگر من و خدا.»“ (محقّق) - تفسیر فرات الکوفی، ص ١٨١:
«[قال] رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم: ” ... لولاک لَمْ یُعرَف حِزبُ الله، و بک یُعرَف عدوُّ الله.“»
”رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم به امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمودند: «اگر تو نبودی، حزب خدا شناخته نمیشد! و بهواسطۀ تو، دشمن خدا شناخته میشود.»“ (محقّق) - ریاض الأبرار، ج ٣، ص ٢٠٠، با قدری اختلاف. نور ملکوت قرآن، ج ٣، ص ٣٩٢:
«من با این مردم مشرک برای اصل پذیرش قرآن کارزار نمودم، و تو برای پذیرش مُفاد و مقصود از قرآن کارزار میکنی.» - نور ملکوت قرآن، ج ٣، ص ٣٩١، تعلیقه ٢:
«در بحار الأنوار، طبع کمپانی، ج ٨، ص ٤٥٥ و ٤٥٦، روایات مستفیضهای را به این مضمون نقل نموده؛ و در غایة المرام، ص ٣٣، حدیث ١٠، از طریق عامّه از موفّق بن احمد خوارزمی در ضمن حدیث طویلی ذکر کرده است؛ و علاّمه امینی در الغدیر، ج ٧، در پاورقی ص ١٣١ گوید:
و با این عبارت و خطاب، معرّفی کرد رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم مولای ما امیرالمؤمنین علیه السّلام را با گفتارش که: ”إنَّ فیکُم مَن یُقاتِلُ عَلیٰ تَأویلِ القُرآنِ، کَما قاتَلتُ عَلیٰ تَنزیلِهِ!“ قالَ أبوبَکرٍ: ”أنا هو یا رَسولَ اللهِ؟“ قالَ: ”لا!“ قالَ عُمَرُ: ”أنا هو یا رَسولَ اللهِ؟“ قالَ: ”لا، و لَکِن خاصِفُ النَّعلِ!“ و کانَ أعطیٰ عَلیًّا نَعلَهُ یَخصِفُها.
این حدیث را جمعی از حُفّاظ تخریج کردهاند، و همانطور که خواهد آمد، حاکم و ذَهَبی و هَیثَمی آن را صحیح شمردهاند.»
- روضة المتقین، ج ١٣، ص ٢٧٣:

