
امیرالمومنین علیه السلام آینۀ تمام نمای حضرت حق
امیرالمومنین علیه السلام آینۀ تمام نمای حضرت حق
15سَیّدَةِ نِساءِ العالَمین؛1 «فاطمه، خانم و رئیس نسبت به تمام زنان عالمیان است.»
روایت داریم:
حضرت مریم سیّدۀ زنان خودش بود، حضرت آسیه سیّدۀ زنان خودش بود؛ ولیکن فاطمه سیّدۀ همۀ زنها است، و در روز قیامت که تمام زنان عالَم جمع میشوند، سیّده اوست.2
سَیّدة مؤنّث سیّد است؛ سیّد: یعنی آقا و بزرگ، و سیّدة: یعنی خانمی که بزرگ است و ریاست دارد و از هر جهت دارای مزیّت است.
و صلِّ عَلیٰ سِبطَیِ الرَّحمَة؛ «خدایا، درود بفرست بر دو فرزند دختر پیغمبر، دو اولادی که اینها دو سبط رحمتاند.»
سبط: به فرزند دختر میگویند.
و إمامَیِ الهُدی؛ «و دو امامند و دو پیشوا (امّا نه دو پیشوای دنیا، نه دو پیشوای قتل و غارت و نه دو پیشوای جاه و جلال؛ بلکه دو پیشوایند در عالم هدایت.)»
الحَسَنِ و الحُسَین؛» کی حضرت امام حسن و یکی حضرت امام حسین.»
حسن یعنی نیکو، حسین هم یعنی نیکو؛ امّا چون امام حسین کوچکتر بودند، نیکوییاش نسبت به او کوچکتر است، لذا اسم حضرت امام حسن را حسن گذاشتند و حسین هم صیغۀ تصغیر همان مادّه است.
سَیّدَی شَبابَ أهلِ الجَّنَةِ.3 «حسن و حسین دو آقای جوانان اهل بهشتاند.»
«إنَّ أبابکر و عمر سَیّدا شِیابِ أهلِ الجَّنَةِ؛4 دوتا سیّد پیران بهشتاند.» یعنی چه؟! بهشت که پیر ندارد! آدم پیر، یعنی آدمی که همۀ قوای خودش را از دست داده است. بهشت جای پیرها نیست! این بیچارهها خواستند روایت درست کنند، امّا غافل بودند که مُچشان گرفته میشود.
پیغمبر بعضی اوقات یک مزاحی میکردند؛ یک روز به یک پیرزنی گفتند: «پیرزنها وارد در بهشت نمیشوند!» این پیرزن خیلی منقلب شد، بعد حضرت فرمودند: «نه، خدا آنها را جوان میکند و آنوقت وارد در بهشت میکند!»5 این شوخیهایی که هم لطافت دارد و هم متنبّهکننده، خیلی خوب است.
یک روز زنی آمد پیش پیغمبر و از شوهرش شکایت میکرد، پیغمبر گوش دادند و بعد گفتند: «شوهر تو همان کسی نیست که سفیدی چشمش بیش از سیاهیاش است؟» گفت: «یا رسول اللَه، نمیدانم!» حضرت فرمودند: «پس برو نگاه کن!» این آمد و مدام به صورت شوهرش نگاه میکرد، این نگاه کرد و آن نگاه کرد! و بالأخره آشتی شد. بله پیغمبر میخواست آنها را آشتی بدهد.6
- الإقبال، ج ١، ص ١٤١، فقراتی از دعای شریف افتتاح.
- بحار الأنوار، ج ٣٧، ص ٦٨:
«و مِنَ الجَمعِ بَینَ الصِّحاحِ السِّتَّةِ مِن سُنَنِ أبیداوُدَ بِإسنادِهِ عَنِ النَّبیِّ صلّی الله علیه و آله و سلّم، قالَ: إنَّ النَّبیَّ صلّی الله علیه و آله و سلّم سارَّ فاطِمَةَ و قالَ لَها: ”أ لا تَرضَینَ أن تَکونی سَیِّدَةَ نِساءِ العالَمینَ أو سَیِّدَةَ نِساءِ هَذِهِ الأُمَّةِ؟!“
فَقالَت: ”فَأینَ مَریَمُ بِنتُ عِمرانَ و آسیَةُ امرَأةُ فِرعَونَ؟“
فَقالَ: ”مَریَمُ سَیِّدَةُ نِساءِ عالَمِها و آسیَةُ سَیِّدَةُ نِساءِ عالَمِها.“» - الإقبال، ج ١، ص ١٤١، فقراتی از دعای شریف افتتاح.
- الاحتجاج، طبرسی، ج ٢، ص ٤٤٦، روایتی را نقل میکند که در ضمن آن، امام جواد علیه السّلام به سؤالات یحیی بن أکثم پیرامون روایات عامّه پاسخ میدهند. مِن جمله دربارۀ این روایت جعلی میفرمایند:
«... قالَ یَحیَی: و قَد رُوِیَ أیضًا أنَّهُما سَیِّدا کُهولِ أهلِ الجَنَّةِ؛ فَما تَقولُ فیهِ؟ فَقالَ علیه السّلام: ”و هذا الخَبَرُ مُحالٌ أیضًا؛ لِأنَّ أهلَ الجَنَّةِ کُلَّهُم یَکونون شُبّانًا و لا یَکونُ فیهِم کَهلٌ، و هذا الخَبَرُ وَضَعَهُ بَنو أُمَیَّةَ لِمُضادَّةِ الخَبَرِ الَّذی قالَهُ رَسولُ اللهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم فی الحَسَنِ و الحُسَینِ علیهما السّلام بِأنَّهُما سَیِّدا شَبابِ أهلِ الجَنَّة.“» - کشف الغمّة، ج ١، ص ٩:
«و قالَ لِعجوزٍ: ”الجنّةُ لا تَدخُلُها العُجُز!“ فبکتْ. فقال: ”إنّهُنّ یَعِدنَ أبکارًا!“» - مناقب آل أبیطالب، ج ١، ص ١٤٨.
