اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امیرالمومنین علیه السلام آینۀ تمام نمای حضرت حق

14091
جلسات
نسخه عربی

امیرالمومنین علیه السلام آینۀ تمام نمای حضرت حق

11
  • الآن هم همین‌طور است؛ یعنی الآن هم نور وجود در تمام عالَم از ناحیۀ مقدّس پروردگار به‌‌وسیلۀ پیغمبر است، از پیغمبر هم به قلب امام می‌رسد و از امام به مراتب جزئیّه تا آن عالم مادّه و هیولا می‌رسد، و همه دارند از این طریق فیض می‌گیرند.

  • و النَّبإ العَظیم؛ «و او خبر بزرگ است.»

  • ﴿عَمَّ يتَساءَلُونَ﴾؛1 «از کجا سؤال می‌کنند؟» ﴿عَنِ النَّبَإِ الْعَظيمِ﴾؛2 «از خبر بزرگ!»

  • ابن‌نباته می‌‌گوید:

  • مردم هرچه سعی کردند که نور علی را خاموش کنند، نشد؛ بلکه یک صیحه به صیحۀ قیامت اضافه شد!3

  • او خواسته همان ﴿ٱلنَّبَإِ ٱلۡعَظِيمِ﴾ را معنا کند. قیامت صیحه‌اش خیلی بزرگ است! در قیامت صداها، جمال‌ها و جلال‌ها هست! قیامت عجیب است؛ بهشت و جهنّم دارد! اینکه یک صیحه بر صیحۀ قیامت اضافه شد، یعنی وقتی علی را در میان مردم معرفی کردند، همان مُنکِرها مدام خواستند مخفی کنند، ولی مکرّر خودش آمد و ظاهر شد و تمام عالَم را از بهشت و جهنّم پُر کرد. او بهشت مؤمنین و محبّین است و جهنّم کافرین و مشرکین. او دو دست دارد، یک دستش آتش است و یک دستش گل؛ به مؤمنین می‌گوید: «بوی گل می‌دهد؛ بفرما بو کن و برو به بهشت!» و به آن آتش می‌گوید: «ای جهنّم، او را در بر بگیر! امیرالمؤمنین یک آدم دلسوزِ لطیف و... نیست ها! قسمت‌کنندۀ بهشت و جهنّم است.4

  • صفات و خصوصیّات امیرالمؤمنین در بیان حضرت خضر

  • حضرت خضر صفات امیرالمؤمنین را خوب بیان کرد؛ صبح روز بیست و یکم که فرزندان امیرالمؤمنین از سر خاک برگشته بودند، دیدند که پیرمردی آمد و ایستاد و مشغول سلام به امیرالمؤمنین شد، با آن جملات که می‌گوید: «بر مؤمنین پدر مهربان و بر کافرین به غیظ و سخت بود!» (که این معنای ولایت است.) و بعد هم غایب شد. بعداً که پرسیدند، گفتند: «این حضرت خضر است.»5 هر کس را شما ببینید که محبت محض و یا غیظ محض باشد، به درد نمی‌خورد، یعنی کامل نیست. کامل آن کسی است که در تحت تجلّیات همۀ صفات پروردگار باشد؛ خداوند هم غضب دارد هم رحمت، هم شدیدُ الإنتقام است و هم اینکه أرحم‌الراحمین، صفت لایق اوست!

    1. و٣. سوره نبأ (٧٨) آیه ١ ـ ٢.
    2. مناقب آل أبی‌طالب، ج ٢، ص ٣٥١: « ابن‌نباتة:
      نُـشِرَت حِلیَةُ قُریشٍ فزادَتهُ ** إلی صَیحَةِ القیامَةِ فَتُلا»
    3. کشف الغمة، ج ٢، ص ٣١٠؛ امام شناسی، ج ١، ص ١٥٠:
      «ابوصلت می‌گوید: چون حضرت رضا علیه السّلام از مجلس مأمون به منزل خود مراجعت فرمود، عرض کردم: فدایت شوم، چقدر خوب پاسخ مأمون را دادید! حضرت فرمود:
      ای أبا صلت! این کلامی بود که بدون تأمّل قبلی یک‌مرتبه بر زبان من جاری شد، و لَقَد سَمِعتُ أبی یُحَدِّثُ عَن آبائهِ عَن عَلِیّ عَلَیهِمُ‌ السَّلامُ أنَّهُ قالَ رَسولُ اللهِ صلّی الله علیه و آله: یا عَلِیُّ، أنتَ قَسیمُ الجَنَّةِ و النّارِ یَومَ القَیامةِ؛ تَقولُ لِلنّارِ: هذا لِی و هذا لَکِ!
      من از پدرم شنیدم که از پدرانش نقل می‌کرد که رسول خدا صلّی الله علیه و آله دربارۀ علی علیه السّلام فرموده است: ای علی، تو قسمت‌کنندۀ بهشت و جهنّمی در روز قیامت؛ به آتش می‌گویی: این برای من است، و آن برای تو!“»
    4. الکافی، ج ١، ص ٤٥٤؛ مناقب آل أبی‌طالب، ج ٢، ص ٣٤٧؛ امام شناسی، ج ٤، ص ٧٢:
      «صفوانی در کتاب إحَن و مِحَن و کلینی در کتاب کافی روایت کرده‌اند که:
      چون امیرالمؤمنین به شهادت رسیدند، جاءَ شَیخٌ یَبکی و هو یَقولُ: ”الیَومَ انقَطَعَت عِلاقَة النُّبُوَّةُ!“ حَتَّی وَقَفَ بِبابِ البَیتِ الَّذی فیهِ أمیرُالمؤمِنینَ، و أخذَ بِعِضادَتَی البابِ فَقالَ: ”رَحِمَکَ اللهُ! فَلَقَد کُنتَ أوَّلَ النّاسِ إسلامًا، و أخلَصَهُم إیمانًا، و أشَدَّهُم یَقینًا، و أخوَفَهُم مِنَ اللهِ، و أطوَعَهُم لِنَبِیِّ اللهِ، و أفضَلَهُم مَناقِبَ، و أکثَرَهُم سَوابِقَ، و أشبَهَهُم‌ بِهِ خَلقًا و خُلقًا و سیماءً و فَضلًا. و کُنتَ أخفَضَهُم صَوتًا، و أعلاهُم طَودًا، و أقدَمَهُم کَلامًا، و أصوَبَهُم مَنطِقًا، و أشجَعَهُم قَلبًا، و أحسَنَهُم عَمَلًا، و أقواهُم یَقینًا.
      حَفِظتَ ما ضَیَّعوا، و رَعَیتَ ما أهمَلوا، و شَمَّرتَ إذ اجتَمَعوا، و عَلَوتَ إذ هَلَعوا، و وَقَفتَ إذ شَرَعوا، و أدرَکتَ أوتارَ ما ظَلَموا. کُنتَ عَلَی الکافِرینَ عَذابًا واصِبًا، و لِلمُؤمِنینَ کَهفًا و حِصنًا، کنتَ کالجَبَلِ الرّاسِخِ لا تُحَرِّکُهُ العَواصِفُ. کُنتَ لِلطِّفلِ کالأبِ الشَّفیقِ، و لِلأرامِلِ کالبَعلِ العَطوفِ. قَسَمتَ بِالسَّویَّة، و عَدَلتَ فی الرَّعیَّة، و أطفَأتَ النّیرانَ، و کَسَرتَ الأصنامَ، و أذلَلتَ  الأوثانَ، و عَبَدتَ الرَّحمَنَ.“ فی کَلامٍ لَهُ کَثیرٍ.
      فالتَفتوا فَلَم یَرَوا أحَدًا، فَسُئِلَ الحَسَنَ علیه السّلام: مَن کانَ الرَّجُلُ؟ قالَ: ”الخِضرُ علیه السّلام.
      ”چون امیرالمؤمنین علیه السّلام رحلت کردند، پیرمردی گریه‌کنان آمد در‌حالی‌که می‌گفت:
      امروز زنجیرهای نبوّت پاره شد!
      تا ایستاد دَرِ اطاقی که حضرت در آنجا مرغ روحش پرواز نموده بود و با دو دست خود دو بازوی دو طرف در را گرفت و گفت:
      خدا تو را رحمت کند! حقّاً که اوّلین کسی بودی که اسلام آوردی، و با اخلاص‌ترین آنها بودی از جهت ایمان، و یقینت از همه شدیدتر بود، و خوفت از خدا نسبت به همه بیشتر، و طاعتت به پیغمبر خدا از همه افزون‌تر، و مناقب و فضائلت از همه عالی‌تر، و سوابقت از همه زیادتر، و شباهتت به رسول خدا از جهت قوای طبیعی و اخلاق معنوی و از جهت علائم روحانی در چهره‌ات و از جهت فضل و شرافت از همه بیشتر بود. و از جهت سر و صدا از همه آرام‌تر بودی، و از جهت استقامت و ثباتت از همه بالاتر و رفیع‌مرتبه‌تر بودی. کلام و سخنت از همه مقبول‌تر، و منطقت از همه صحیح‌تر، و قلبت از همه شجاع‌تر، و کردارت از همه نیکوتر، و یقینت از همه قوی‌تر بود.
      حفظ کردی آنچه را که ضایع کردند، و رعایت کردی آنچه را که مهمل گذاشتند، و دامن همّت به کمر زدی در وقتی که آنها اجتماع کردند، و نفس خود را بلند داشتی هنگامی که آنها حرص زدند، و توقّف کردی در وقتی که آنها بدعت نهادند، و دادخواهی کردی نسبت به ظلم‌هایی که نمودند.
      ای علی! تو نسبت به کافران عذاب سخت و مداوم بودی، و نسبت به مؤمنان پناهگاه و مَلجأ و حِصن. تو مانند کوهی عظیم و ثابت بودی که تند بادهای اهواء و آراء باطل و طوفان‌های سخت امیال و افکار مخالفین أبداً مختصر حرکتی و تکانی در تو به وجود نیاورد. نسبت به کودکان مانند پدر مهربان، و نسبت به بیوه زنان چون شوهر رئوف و عطوف. بیت‌المال را به طور تساوی تقسیم کردی، و در رعیّت و تودۀ مردم به عدالت رفتار نمودی، و آتش‌های کفر و شرک و ستمگری و بیداد و حق‌کشی و تجاوز و تجاسر به حقوق را خاموش کردی، و بُت‌های ظاهر و باطن را در هم شکستی و ذلیل نمودی، و در مقام بندگیِ خداوند عزّوجل قیام و إقدام کردی.
      و بسیار از این قبیل سخنان گفت و صفات عالیۀ آن حضرت را بیان کرد، و ناگهان ناپدید شد، مردم که التفات کردند کسی را ندیدند، و از حضرت امام حسن علیه السّلام سؤال کردند، فرمود:
      آن مرد پیر، خضر پیغمبر علیه السّلام بود.“»