خصوصیات متقین
3وقتی از منزل ایشان آمدیم بیرون، این شخصی که از خویشاوندان بود رو کرد به آقا، که آقا نظر شما راجع به این مطالبی که مطرح شد چه بود؟ ایشان فرمودند تمام اینها ناشی از عدم مطالعه این آقایان در قرآن است گفت چطور؟ گفتند این آیه قرآن مگر نیست وَ اُتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ اِبْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ اَلْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قٰالَ إِنَّمٰا يَتَقَبَّلُ اَللّٰهُ مِنَ اَلْمُتَّقِينَ ﴿المائدة، ٢٧﴾
تقوی بدون ایمان به پیغمبر که معنا ندارد، خدا عمل خیر و عمل صالح را از روی تقوی قبول میکند، اما صرف یک عمل خارجی که مورد توجه مردم باشد و مشمول حکم به حسن مردم باشد لعلّ اینکه مورد نظر خدا و مورد قبول خدا نباشد. البته آن جوابی که این آقا داد، نه اینکه جواب خلافی هست، در آن این مسئله هم گنجانده شده بود، ولی آیه صریح دارد میگوید إِنَّمٰا يَتَقَبَّلُ اَللّٰهُ مِنَ اَلْمُتَّقِينَ و متّقی به کی میگویند؟ کسی که خود را در تحت حفظ و حراست و مصونیّت ولایت خدا قرار داده این را میگویند متّقی. امّا اگر فرض کنید که یک شخصی اصلا معتقد به خدا نباشد و انکار خدا را بکند اما در زندگی راست میگوید، ولی راست گفتنش نه به خاطر این است که در راستای امر خداست و در راستای رضای اوست، میگوید اصلا دلم میخواهد راست بگویم یا اینکه یک کاری را در خارج انجام میدهد یک عملی را در خارج انجام میدهد که این عمل عملی است که ظاهر خوبی دارد ولی این عمل، عملی که برای خدا باشد نیست بلکه برای خود است، میگوید: من این عمل را در خارج انجام میدهم به خدا هم کاری ندارم! خب پس دیگر چه توقعی از خدا دارد؟ توقّعی ندارد.
تو که به خدا اعتقاد نداری، دیگر توقّع بهشت هم نداری. خب یک کاری انجام دادی، دادی که دادی! تو خودت این عمل را که انجام میدهی نه در راستای قرب به خدا و رسیدن به خدا و جلب رضای خداست، بلکه به خاطر فکرت است، به خاطر حالت است، به خاطر سایر مسائل و مصالح و منافعی است که اقتضا میکند. الان شما در ایران به حمدلله دارید میبینید، صبح از خواب بلند میشوید نقشه کلک و حقّه بازی و خُدعه و سر مردم کلاه گذاشتن و دزدی...، تو سرش هست تا لباسش را بپوشد و برود بازار و یا میرود اداره و بعد هم برمیگردد و میخوابد، این الحمدلله، این چیزی است که ما داریم میبینیم و اظهر من الشمس است دیگر، بحث هم ندارد. باز هم صد رحمت به سابق، صد رحمت به سابق، صد رحمت به سابق! سرش را کلاه بگذارد و دروغ بگوید و برگردد و پول مردم را ندهد و حقّه بازی دربیاورد و کلک بزند و دیگر، دیگر، دیگر، سایر مسائل.

