حقیقت حلم واقسام آن(4)
7به قول مرحوم آقا میفرمودند دنیا را برای اهل دنیا بگذار
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ *** ای هیچ ز بهر هیچ بر هیچ مپیچ چندتا هیچ شد؟ همهاش هیچ است! مرحوم آقا این را خیلی تذکر میدادند به دوستانشان، دنیا را برای اهل دنیا بگذارید البته قبل از ایشان هم بزرگان این مطالب را فرمودند مرحوم اخوند ملاحسینقلی مرحوم سید احمد کربلائی حاج میرزا جواد ملکی تبریزی، این بزرگان همه در عباراتشان این کلام بود، دنیا را برای اهل دنیا بگذار، دنیا نه منظور منزل و ساختمان و اینهاست، نه اینها حالا مراتب پایین است انسان باید بر حسب ضرورت خود آن چه که اقتضاء میکند باید یک کاری را انجام بدهد در آن حدّ ضرورت البته. منظور رفتن توی این ریاسات و این کثرات، سر و کلّه زدن های با مردم، این بگیر و ببند و بزن و شب تا صبح نقشه بکش و تو نماز و تو خواب و فلان بکن، و اینجورش میکنم و آنجورش میکنم فردا این کار را میکنم، بروم زودتر این را انجام بدهم، این معامله را بهش برسم از دست او در بیاورم. این فرض کنید که تجارت چیز بکنم، این چیز. اینها همه چیست؟ اینها همه دنیاست، دنیا را برای اهلش بسپار بنده خدا، خیال نکن تو اگر دنیا را رها کردی دنیا خراب میشود نه خاطر جمع، خدا یک عده قبراق عالی، سر زنده با نشاط برای دنیا درست کرده اگر تو نپردازی آنها میپردازند، غصّهی دنیا را نخور. برو غصّهی خودت را بخور این قدر غصهی دنیا و اینو و اونو نخور! ها؟ دنیا را باید به اهل دنیا گذاشت اگر کسی نمیخواهد بیاید، ول کن آقا. اگر ول نکنی معطل ماندی معطّل ماندی کلاهت پس معرکه است آقای حدّاد آمد اینها را فهمید اینها همهاش بازی است به اسم خدا، اینها همهاش کلک است خدا را گذاشتند جلو، کلک آقا! حقّه بازی است ما گول حقّه بازی را نمیخوریم آقا جون، بیخود زحمت نکشید، نخواهید ما را دور بزنید ما چیزهایی از پدرمان یاد گرفتیم، دیگر گول حقّه بازی را نمیخوریم، گول کلک را نمیخوریم میآیید آدم را دور میزنید خیال میکنید ما نمیفهمیم بچّه گیر آوردید؟ آمد حسابش را تصفیه کرد.

