حقیقت حلم واقسام آن(4)
3چه بسا دانشمندانی ما داریم که اینها علمشان زیاد است ولی عقلشان کم است یعنی قوّهی ممیزه ندارند خیلی درس خواندند کتاب خیلی نوشتند فهم بسیار دقیقی در مسائل دارند امّا در عقل عملی، در آنجایی که میخواهد در سر دو راهی گیر کرده، میبینید «إ» اینور تشریف بردند چرا؟ چون آن مسئله، عبارت است از یک حدّت و یک بینش و یک ظرافت خاصّی که آن ظرافت در لسان شرع به عقل تعبیر آورده شده، مِیز بین حق و باطل.
آقای حدّاد درس نخوانده بود تا سیوطی بیشتر نخوانده بود شما آقای حدّاد را بگذارید پیش ابن سینا، ابن سینا کی بود؟ از نظر حافظه اول حافظهی دنیا را داشت ما داریم افرادی که از نظر حافظه قوی هستند من خودم کوچک که بودم در سنین همان مدرسه و اینها که میرفتیم حافظهام غیرعادی بوده یک شعری را که بیست خط بود دو مرتبه میخواندم حفظ بودم و این تمام بود، دو مرتبه، بیشتر نه، خب الآن اینطور نداریم دیگه. کتاب قانون را ابن سینا نوشته بود بعد رفته بود در یک کشور دیگر. گفتند ازش بخواهید قانون را درس بدهد، گفت قانون میخواهید؟ گفتند بله، در طبّ بوده، شروع کرد قانون را درس دادن، از اوّلش شروع کرد درس دادن، به وسطهایش که رسید تازه کتاب قانونی که نوشته بود آن به دستش رسید، فرستاد بیاورند، یک واو کم و زیاد نکرده بود، این حافظه، التفات میکنید، از نظر نبوغ، نبوغ فکری، از نظر نبوغ فهمی، خب واقعاً فوق العاده بود، دقّتش در مطالب، و حدّتش در مسائل، واقعاً غیرعادّی بود نگاه میکرد به صورت، مرض را تشخیص میداد و گویا اعتماد بر یک حدسی میکرد که آن حدس بسیار قوی، حدس عبارت است از یک نیرو و یک صفتی که در انسان [است] و مسائل را از غیر طریق عادی به آن میرسد از غیر طریق قاعده علیت میتواند برسد این را میگویند حدس، چون اگر از طریق علیت باشد همه باید برسند هر علّتی موجب یک معلولی است آن معلول علّت برای یک معلول دیگری و بعد برسند، گرچه خب [طول بکشد]، ولی حدس یک مرتبه پرش است به جای این که من باب مثال یک مقدّماتی را طی بکند از یک پدیده به پدیدهی دیگر پی ببرد یک مرتبه پرش میکند، از معلول پرش میکند به آن علت اول یعنی این سلسلهی علّیت را حذف میکند این را میگویند حدس، افراد در حدس متفاوتند بعضی حدسشان ضعیف است بعضیها حدسشان قوی است بعضیها خیلی حدسشان عالی است.

