اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت حلم واقسام آن(4)

14549
سال 1421

حقیقت حلم واقسام آن(4)

9
  • مرید باش. هر کاری دلت می‌خواهد بکن. این که عرض می‌کنم شوخی نیست ها. بنده شواهد دارم. شواهد عینی دارم. که مسئله از این قرار است. شواهد عینی دارم. خب بلند می‌شویم می‌رویم تمام می‌کنیم دیگر. تمام این اوضاع و اینها، همه به خاطر چیه؟ همه اینها به خاطر این است که آقا آخه یک مسأله‌ای، یک حساب و کتابی، آخر یک درد بی‌درمانی برای این مرض خودمان داشته باشیم. خب اگر دکان و دستگاه است. ما را به خیر و شما را به سلامت.

  • این آقای حداد آمد حساب خودش را چه کار کرد؟ آمد حساب خودش را تصفیه کرد. گفت هیچ وجودی. دو، دوتا چهارتا. حساب کرد. البته باید از خدا بخواهیم توفیق همین را هم خدا باید در ما قرار بدهد. توفیق دردیابی. توفیق احساس. احساس‌ها. اصل همه‌اش به اوست. و همه مسائل رجوع به او دارد. توفیق اینکه به فرموده‌ی کلام پیغمبر وقتی که قیس بن عامر آمده بود خدمت پیغمبر، حضرت او را نصیحت کردند. راجع به اعمال و کردار و کارهایش او را نصیحت کردند. گفت یا رسول اللَه این نصیحت‌های شما را اگر بنویسیم خیلی خوب است. حضرت فرمودند: بفرستید دنبال حسّان، حسان شاعر است بیاید. تا رفت حسان بیاید خود قیس [چون‌] طبع شعر داشت. خودش به شعر درآورد.

  • تَخیر خلیطاً مِن فِعالِک إنَّما *** قَرینُ الفتی فِی القَبرِ ما کانَ یفعَلُ 1
  • یک دوستی برای خودت انتخاب کن، از چی؟ از اعمال و کردارت. نه از دوستان دنیایی. دوستان دنیایی فقط جنازه‌ی تو را می‌گیرند. تا دم قبر هم تشیع می‌کنند. بلند بگو لا اله الا اللَه. مرحوم آقا عجیب‌ است ها. مرحوم آقا می‌فرمودند در طهران تشیع جنازه [ای مانند تشیع جنازه پدر ما] نشده بود. همین پدر آقا، در تمام مدّتی که در اوین مرض قلب داشت و تابستان در اوین بود. همان املاکشان، املاک اجدادی ما، چون ما نسبمان همه‌ی آنها در اوین و درکه بودند دیگر در آنجا بودند. جدّ دهم خود من، امامزاده سید محمد ولی، ایشون الان همان درکه هست. ایشان در آن مدتی که در آنجا بودند، پدر ما می‌گفت، یک نفر به دیدن او نیامد. اونوقت همین که از دنیا می‌رود «برس به فریاد ما مهدی صاحب زمان» می‌گفتند در تشییع جنازه‌اش‌ها! رفت ز دار فنا، حجت الاسلام ما. برس به فریاد ما، مهدی صاحب زمان. همین‌ها، این مردمند. آقاجان همین مردم که می‌آیند قربان صدقه‌ات می‌روند، فدایت می‌شوند، آقا این مردم از من بشنوید فردا من و شما را تنها می‌گذارند. حالا اگر هم از من نمی‌شنوید. ان‌شاءاللَه آن دنیا وقتی به هم رسیدیم می‌گویید آسید محسن راست گفتی‌ها. هم من به شما می‌گویم هم شما به من می‌گویید. همه به هم می‌گوییم راست گفتید. همین‌ها انسان را تنها می‌گذارند. و گذاشتند. تنها گذاشتند. خب حالا چی با انسان می‌ماند؟

    1. الأمالى (للصدوق)، ص ٣.