اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت حلم واقسام آن(4)

14549
سال 1421

حقیقت حلم واقسام آن(4)

17
  • مرحوم آقا رضوان اللَه علیه مشکلشان این بود با ما. ما افراد سرکشی بودیم. ما افراد متمرد بودیم. و این استاد، در قبال تعهد و تکلیفش نسبت به شاگرد، گیر کرده بود. عجیب اینجاست و عجیب اینجاست. که گاهی از اوقات، منّت اطاعت از استاد را اینها به خود می‌خریدند و دم برنمی‌آوردند. یعنی شاگرد می‌آمد، در ارتباط با استاد، عملی را انجام می‌داد، و آن منّتش را بر استاد می‌گذاشت. چون شما گفتید من این را انجام می‌دهم. ولی او از بزرگواری خودش حرف نمی‌زد. می‌گفت بگذار انجام بدهد، منّتش را سر من بگذارد. می‌فهمید چقدر بزرگواری می‌خواهد؟ اینهایی که دارم خدمتتان عرض می‌کنم، اسرار سلوک است ها. اسرار تربیت استاد و شاگرد است ها که مرحوم آقا، این منّت را بر خود می‌خریدند من پسرشان هستم دیگر، از اوضاعشان اطلاع داشتم دیگر. از ارتباطشان با افراد، مطّلع‌ بودم دیگر حالا این دستوری که برداشته دارد به این می‌دهد نمی‌داند بیچاره، این دستور، را دارد برای خودت می‌دهد. این دستور را برای خودش نمی‌دهد. این دستور را برای تو دارد می‌دهد. البته، دستوری که می‌دهد یک قدری مقداری مشکل است. پس چی؟ آسان است؟ حلوا بدهد؟ دستور حلوا و پلوی زعفران بدهد؟ خب آن که دیگر هنر نیست. این که دیگر مسئله ندارد. آن هر لات بی‌سر و بی‌پایی می‌شود سالک. هر آدم اوباشی می‌شود سالک.

  • دستوری که او می‌دهد. توش یک مقداری چه هست؟ فشار است. توش یک مقداری تضییق است. و این دستور را برای تو می‌دهد. آن وقت تو منت سر او می‌گذاری؟ بله! چون شما فرمودید ما انجام دادیم. بله! چون شما فرمودید. اون هم به روی بزرگواری خودش نمی‌آورد. هی صبر می‌کند. می‌گوید باشد. تو انجام بده. تو از اینجا رد بشو. از این پل رد بشو. از این قضیه بگذر. باشه! چرا؟ چون او دارد یک چیز دیگری می‌بیند. او دارد به جای دیگر [ی‌] توجه می‌کند. او به تو نگاه نمی‌کند. اصلا وجهه‌ی او چیز دیگر [ی‌] است. إتّجاه او چیز دیگر [ی‌] است. چشم او چیز دیگری را می‌بیند. التفات می‌کنید چقدر نکته دقیق است؟