
حقیقت حلم واقسام آن(4)
فقره دعاء: الحمدلله الذي يحلم عنّي حتّي كأنّي لا ذنب لي فربّي أحمد شيء عندي و أحقّ بحمدي. 1 – تفسير اين فقرۀ شريفه از كلام امام سجاد عليه السلام: الحمدلله الذي يحلم عني حتّي كأنِّي لا ذنب لي. 2 عدم تلازم ميان علم و عقل در افراد. 3 – ارتكاب هر گناه سبب زائل شدن مقداري از عقل افراد ميشود. 4 – نبوغ بي مانند ابو علي سينا در علوم مختلف و ندامت و پشيماني او در اواخر عمر. 5 – مرحوم علامه طهراني ميفرمودند: من فردي را عاقلتر از مرحوم حداد نديدهام.
حقیقت حلم واقسام آن(4)
توضیحات:
فقره دعاء: الحمدلله الذي يحلم عنّي حتّي كأنّي لا ذنب لي فربّي أحمد شيء عندي و أحقّ بحمدي. 1 – تفسير اين فقرۀ شريفه از كلام امام سجاد عليه السلام: الحمدلله الذي يحلم عني حتّي كأنِّي لا ذنب لي. 2 عدم تلازم ميان علم و عقل در افراد. 3 – ارتكاب هر گناه سبب زائل شدن مقداري از عقل افراد ميشود. 4 – نبوغ بي مانند ابو علي سينا در علوم مختلف و ندامت و پشيماني او در اواخر عمر. 5 – مرحوم علامه طهراني ميفرمودند: من فردي را عاقلتر از مرحوم حداد نديدهام.
حقیقت حلم واقسام آن(4)
12آقای حدّاد آمد از اول، خود را برگزید. حالا این عاقل است یا این سینا؟ کدام عاقلند؟ نتیجهاش چیه؟ الان، الان اگر چشم برزخی شما باز بشود. انشاءاللَه که باز شده و بیشتر هم باز خواهد شد. و خب امیدواریم که بالاخره رفقا دوستان، اینها همتی مددی دست ما را هم بگیرند. خلاصه میگویند سلام روستایی بیطمع نیست. خیال نکنید حالا به همین راحتی میآیید و میگویید آقا حرف بزن، آقا حرف بزن. فردا ما خلاصه پی قضیه را میگیریم ها! آن وقت کارتان مشکل میشود. چون بار من خیلی سنگین است. اگر چشم برزخیمان را خدا، باز کند و ما الان به مقام ابن سینا و مقام بزرگی دارد در این شکی نیست. مرد بزرگی بود. از مفاخر اسلام بود. زحمت کشید. اینها همه به جای خود محفوظ و آقای حداد را نگاه کنیم. چیه قضیه؟ تفاوت کجاست؟ تفاوت از زمین تا آسمان است. حالا کدام عاقلتر بودند؟ کدام فهمشان بیشتر بود؟ کدام درایتشان؟ حتی اگر آقای حداد به حسب ظاهر [کتاب] شفای بوعلی را هم بخواند نفهمد! به حسب ظاهر البته ها. شفای بوعلی را خود ما درس گرفتیم. ولی صحبت در شفا و قانون و اشارات نیست. صحبت در ادراک مسئله و ادراک موقعیت است. کدام یک از این دو موقعیت را بهتر ادراک کردند؟ کدام یک از این دو؟
خب این میگذرد. بعضیها هم ممکن است که فرض کنید که مدتها بگذرد و تا آخر هم ملتفت نشوند. اقلا ابن سینا آخر ملتفت شد. و آن ماههای آخر عمرش را میگویند دیگر همش به تهجّد و ابتهال و بکاء و این مسائل، ظاهرا میگذراند. ولی ممکن است که انسان هم متوجه نشود. خب خدا دستش را گرفت. ولی آیا، آن عمری را که در این مدت، همهی این عمر از او گذشته بود. و میتوانست این عمر را در مرتبهی بالاتری قرار بدهد. آیا آن مرتبه بالاتر دیگر برمیگردد؟ دیگر مطلقا برنمیگردد. آن دیگر برنمیگردد.
