حقیقت حلم واقسام آن(3)
8در زمان مرحوم اقا یک کسی بود این خیلی نوسان داشت در زندگیاش، خیلی بالا و پایین داشت حالش حال خوبی بود ولی نمیتوانست این حال را نگه دارد. خودش را به دست بستر جریان و حرکت تاریخ و اجتماع میسپرد، حالش حال خوب بود ولی قدر این حال خوب خودش را نمیدانست. ندیده میگرفت. هر وقت با اقا برخورد میکرد، اظهار تمایل و اشتیاق و آقا ما گم کردهایم آقا ما چه داریم از ارحام خود آقا بود از ارحام نزدیکشان هم بود
آقا ما چه کردهایم مثل شما کسی نیست آقا نمیدانم ما عمرمان را باختیم آقا نمیدانم در گمراهی هستیم ولی از زبان تجاوز نمیکرد بعضی هستند میآیند پیش انسان، خوش بحال شما آقا! ما که عمر را باختیم خب باختی بلند شو بیا، پاشو بیا، چرا دیگر پیاش را نمیگیری؟ خوب پاشو بیا یا دروغ داری میگویی یا میخواهی بله .... بلاخره مجلس بگذرد صحبتی بشه، خوش بحال شما آقا رفتید و الحمدلله موفق بودید، و ما هم تو این مسائل ظاهری دنیا و حکومتها و این حرفها میآیند میگویند ما گرفتاریم، نمیدانیم آیا مسیرمان بهشت است یا جهنم! خب دست بردار راست میگی دست بردار. یک شخصی بود در زمان مرحوم آقا آمده بود پیش ایشان، ما نمیدانیم «ا الى الجنه یا ام الى» شب میشود نمیدانم کارهایم چه بوده، اقا بهش لبخند میزند، تبسمی، نمیدانی برو کنار نمیدانی برو کنار حداقل بروی کنار دیگر میدانی کاری انجام ندادهای ولی دو دستی قضیه را هم چنین چسبیدهاند که نمیدانم با بیل و لودر هم نمیتواند بکننش [جدایش کنند] حالا میگه نمیدانیم تکلیفمان را داریم انجام میدهیم یا نه؟ اینها همه چی؟ شوخیه آقا! شوخیه ..
ما به اتفاق مرحوم آقا رفته بودیم به نجف و برگشتیم به کربلا. آقای حداد به آقا فرمودند که آقا یک نامه آمده از فلان شخص از ایران، یک شخصی. شما این نامه را بخوانید ببینید چیه؟ ایشان نامه را باز کردند و خواندند و گفتند همش مجاز است آقا! همش مجاز است حالا تو نامه چی نوشته؟ بعد خود آن شخص به من گفت: اصلا من صحبت این را نکردم خودش میگفت من یک نامهای را برای آقای حداد نوشتم و از ایشان تقاضا کردم تقاضای دستگیری کردم ولی ایشان پاسخ مرا ندادند بعد دیگه من بهش نگفتم که من بودم تو آن جلسه که اقا گفتند همش مجاز است، رنگ رخساره عزیزم حکایت کند از سر ضمیر. نوشته نشان میدهد، نوشته نشان میدهد که چند مرده حلاجی! نوشته نشان میدهد که تا چه حد صادقی! تا چه حد پایداری اولیای خدا هم که بابا نخوانده بله، خب نکتهی نخوانده خوانی، هزار نکتهی نهفته خوانی نیاز به کتاب و این حرفها ندارند، نگاه میکنند از همان بسم اللَه نشان میدهد مجاز است تا آخر، خب نتیجهاش چیه؟ نتیجهاش اینه که همینطور میماند. همینطور دور خودش میگردد، همینطور دور میزند، الآنش با آن موقعش فرقی نمیکند، یعنی الآنش همین حرفا را میزند که سی سال پیش هم که نشسته بودیم همون رو میگفت، ارتباطش با افراد الآن به همان نحو است که سی سال پیش هم به همان نحو بود رفقاش الان همانهایی هستند که سی سال پیش هم همان جور بود، یکی است یعنی در یک محور. دارد همینطور دور میزند حالا دو کلمه هم از عرفان بگوید دو کلمه هم از اولیا بگوید دوتا حکایت هم نقل کند و دوتا شوخی هم بکند مجلس را هم گرم کند و بگویند آدم با اطلاعی هم هست، فایده ندارد آقا جان.

