حقیقت حلم واقسام آن(3)
4یک بنده خدایی در زمان مرحوم آقا بود، از همین افرادی که خیلی در احساسات و خیلی در چیز و حرفهایشان پایه و اصل نداشت. پایه و اساس نداشت. یک چیزی روی یک هوایی میگفتند و بعد هم چیز میکردند. یک مسئلهای را به نظرشان میرسید. هزارتا انقلت انقلت درش بود بیان میکردند. چند بار مرحوم آقا به ایشان گفتند آقا هرچه به نظرتان میرسد این را بیان نکنید. خیلی از اینها ممکن است خلاف باشد و در همان مراتب ابتدایی از صورت مثالی باشد. عمق نداشته باشد و مسئله غیر از آن باشد. ایشان میآمد بیان میکرد. یک دفعه به من گفت، خود ایشان به من گفت که من احساس میکنم که آقا دارند همه را میآورند میآورند در سر یک کوه یا یک بام بلند قرار میدهند، همه را با هم یک مرتبه پرواز بدهند، میگفت یک هم چنین احساسی را من دارم. بهر حال از این حرفها، خیلی هم چنین مسئله را جدّی نمیگرفتیم میشناختیمش، حرفهایش همهاش ....، خیلیهایش از بخار معده بود. تخیلاتش است. همین آقا ورق برگشت. مشمول یک ظهور از ظهورات جلالیهی آقا واقع شد.
همین کارش را ساخت. ساخت که ساخت تا الآن و بعد، خب چه شد آنها؟ حالا من نمیگویم چی راجع به آقا میگفت الان جای گفتنش نیست. همینطوری یه چیزهایی گفت اینها چیه؟. اینها مال همین کم جنبهگی است دیگر، کم جنبهگی. کم ظرفیتی عدم توجه به واقع، عدم توجه به مسئله، عدم توجه به حقیقت قضیه، به خود نگاه کردن، تصحیح نکردن افکار، تصحیح نکردن طریق، تصحیح نکردن اتجاء، ها؟ اینها همهاش بخاطر این است دیگر.
یک شخصی بود مرحوم آقا میفرمودند که این اصلًا البته خب این حال هم صحیح نیست. اینی که عرض میکنم این خودش صحیح نیست. ولی علی ای حال از یک جهت خوب است و از یک جهت نه کاری میخواست بکند که صدای آقای حداد دربیاید و یک گوشی از او بگیرند. اصلًا یک چیزی داشت. تعمداً خلاصه کاری کند که صدای ایشان درآید بعد هم مثلًا یک حسابی ازش برسند. حالا در توی جمعی، غیر جمعی، در یک چیزی. البته این صحیح نیست از یک جهت که بابا تو نیازی به این صدا درآوردن استاد نمیخواهد داشته باشی او خودش به جای خودش گوشت را میگیرد. تو نمیخواهد حالا چیز کنی، ولی از یک جهت دیگر، خوب است که بالاخره این انانیت و این مسئله و اینها را در انسان یک مقداری کم کند، گرچه از یک جهت دیگر باز ممکن است یک خطری برای انسان بیاورد که حالا دیگر آن خیلی دقیق میشود قضیه، امّا خب بعضیها نه.

