اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت حلم واقسام آن(3)

14388
سال 1421
نسخه عربی

حقیقت حلم واقسام آن(3)

3
  • حالا یک وقتی دستش را حضرت قطع می‌کند و به حقّ هم قطع می‌کند شروع می‌کند به فحش دادن. شروع می‌کند به سبّ کردن. به حقّ قطع کرده، در مقام اظهار و ابراز صفات جلالیه، امام‌ علیه‌السّلام نمی‌تواند کوتاهی بکند. باید انجام بدهد. باید انجام بدهد. باید وظیفه‌اش را انجام بدهد باید آنچه که در مقام تدبیر و اداره‌ی نظام، نظام شرع و نظام تکوین و نظام اجتماعی است کوتاهی نکند، حاکم کوتاهی نکند. استاد کوتاهی نکند. اینها چیزهایی است که باید انجام بدهد خب حالا وقتی که می‌خواهد انجام بدهد سر و صدا می‌رود بالا. ای داد، چرا این‌طور؟ به قول آقای حداد می‌فرمودند ما تا با افراد کاری نداریم به خوبی و خوشی مسائل می‌گذرد. خب خیلی آدم خوبی هستیم. چقدر آقای خوبی! چه عمامه‌ی خوبی دارد. چه چهره‌ی نورانی دارد. بهترین کس است، بهترین چیز می‌فرمودند: همین که می‌خواهیم گوش اینها را بگیریم یک خورده بپیچانیم. یک دفعه صداها می‌رود بالا، ای داد. ای هوار، ما چه کردیم؟ چه ظلمی کردیم؟ آخر چرا؟ چرا این قرعه به نام من افتاد؟ برای چه؟ بدون این هم که نمی‌شود. بدون این گوشمالی هم که نمی‌شود. آن‌وقت نتیجه‌اش چیست؟ نتیجه‌اش این که یا او باید دست بردارد بگوید خیلی خب، حالا که صدات می‌رود بالا ما کاری‌ات نداریم. او دست بردارد، تو عاطل و باطل ماندی. او دست بردارد تو در اینجا بدون نتیجه ماندی. تو در اینجا بدون فایده و رشد و سعه و بدون پختگی، همین‌طور در مرتبه‌ی خامی و در مرتبه‌ی اولای از تکاملی توقّف کردی. خب، این چه می‌شود کرد؟ خب اگر انجام بدهد، سر و صدات می‌رود بالا، دادت می‌رود بالا. ای داد چرا این‌طور است؟ ای داد چرا این‌طور؟ ای آقا اشتباه شده ای آقا نمی‌دانم این‌طور میشه، چرا آن‌طور؟ مگر ما چه کردیم؟ این طرف، آن طرف و چه بسا ممکن است که مسئله به جاهای خدای نکرده، نگران کننده‌ای برسد.