حقیقت حلم واقسام آن(3)
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
«و الحمد للّه الذى یحلم عنّى حتّى کأنّى لا ذنب لى»
عرض شد حلم پروردگار اقسامی دارد. همینطور که حلم بنی آدم هم اقسامی دارد. یک قسم حلم ناخوشایند و نامناسب نسبت به حال انسان و حلمی که ناشی میشود از قهر و غضب و بروز صفات جلالیه پروردگار است، این حلم نسبت به شخصی که مورد غضب قرار میگیرد، ابتدای حمد و ستایش معنا ندارد، [کسی] که مورد غضب و قهر خدا قرار میگیرد با توجّه به [این] قهر و غضب، این [فرد] بیاید خدا را حمد کند و بگوید الحمدللّه که خدا به من غضب کرده است معنی ندارد. الحمدلله که خدا به من قهر کرده، الحمدللّه که خدا میخواهد من را به جهنّم ببرد این چه حمدی دارد؟ این چه ستایشی دارد؟ این یک قسم.
یک قسم دوم هست. یک روز در حج دیدن غلامی است و این دارد امیرالمؤمنین علیه السّلام را مدح میکند. دستش قطع شده بود. از او سؤال کردند که دستت را کی قطع کرد؟ شروع کرد به بیان صفات کمالیه و صفات حسنه برای امیرالمؤمنین. دست مرا قطع کرد بهترین خلق خدا. دست مرا قطع کرد وصی بعد از نبی. دست مرا قطع کرد خلیفهی رسول خدا، دست مرا قطع کرد ...... شروع کرد همینطوری هی اوصاف امیرالمؤمنین را گفتن. گفتند خب حالا چرا قطع کرد؟ گفت دزدی کردم. آمدم دزدی کردم. او هم دست ما را قطع کرد. خب یک قسم هم اینجوری میشود. البتّه این با آن مطلب اول فرق میکند. این جزء مسئلهی دوّم است خبر به امیرالمؤمنین دادند، حضرت در حجّ بود. یک هم چنین کسی هست اینطوری میگوید حضرت گفت بله بله، بگویید بیاید. آمد. حضرت دست گذاشتند روی دستش، حمد خواندند. دست برگشت به حال اوّلش. گفتند این هم نتیجهی دنیویاش. اخرویاش بماند.1 التفات میکنید چقدر مسئله مهمّ است.

