حقیقت حلم واقسام آن(3)
5بعضیها خوبند تا وقتی که تلنگر نخورد به قضیه، اشارهای نشود به ترکیب و چیز. سلام و صلوات، چه آقای خوبی. این چقدر نورانی است. چقدر خوش اخلاق است خوش به حال جُلسای این آقا. همهاش میخندند با آقا. چقدر آقا خوب است چقدر فلان چقدر اخلاق اسلامی دارد. چه اخلاقی. اخلاقش عین اخلاق بزرگان است کمالش عین کمال بزرگان است، خب اینها میآید میآید میآید میآید میآید یک دفعه میرسد، اوضاع که یکنواخت نیست، اوضاع که یکجور نیست، اوضاع گردون در یک منوال که نمیگردد، میآید میآید میآید به یک جایی میرسد که اوضاع گردون در وفق مراد دیگر نمیگردد. حالا اینجا یک قضیهای پیش میآید. در این شرایط یک مسئلهای پیش میآید. یک موضعی نسبت به یک مسئلهای گرفته میشود.
ا این با اخلاق اولیای خدا نمیخواند! چه شد؟ این آقا که تابحال اخلاقش، اخلاق رسول اللَه بود. این آقا که تا بحال اخلاقش، اخلاق انبیاء بود. این که اخلاقش اخلاق بزرگان بود. صبرش، تحمّلش، عطوفتش، فلانش و و .. تا چیزهای دیگر. این با اخلاق بزرگان نمیخواند. این عمل، این کار. اینها همهاش امتحان است دیگر، هم برای شما پیش میآید خاطرتان جمع. از آن اوّل گرفته و به خود من هم ختم میشود. برای همهی ما هست برای همهی ما هست. یک نفر از میان ما در این جمع و غیر این جمع، استثنا برنمیدارد. همه هستش. منتهی چه؟ وقتش، بگذار وقتش بیاید. حالا ما صبر داریم. شما هم صبر داشته باشید. در وقتش و باید به قول آن شخص که به امام صادق علیهالسّلام عرض کرد یابن رسول اللَه دعا کنید که خداوند امتحان را از ما بردارد. حضرت فرمودند این محال است. خداوند نوشته است امتحان را بر همهی افراد. دعا کن خدا از امتحان پیروز بیرون بیاورد. آن عیب ندارد. خدایا ما کسی نیستیم. به عبودیت ما نگیر نمیدانم به ذلّت ما نگیر. به ضعف ما نگیر. به نقصان ما نگیر. اینها را چرا، اینها را یادمان دادند و باید هم بگوییم و اگر نه! غیر از این بخواهیم بگوییم حسابی کلاه سرمان رفته. اگر بخواهیم بگوییم نه ما اینطوریم. ما آنطوریم. ما میتوانیم ما چه هستیم. اگر بخواهیم اینطور کنیم. قضیه تمام است.

