حقیقت حلم واقسام آن(3)
12آنچنان انسان کور میشود از وقایع، آنچنان انسان از حوادث کور میشود آنچنان از این که خدایی هست و عالم تقدیر و قضا و قدری هست و عالم مکافاتی هست، ابدا، میزند و میتازد که اصلًا .... یک مرتبه میبیند همانهایی که برای آنها کار میکرد همانها از بین میبرندش، خیلی عجیبه ها! نه کسی دیگر. همانهایی که پشت سر آنها داره میدود همانها باعث نابودیش میشوند یعنی بدست همونی که او ....، برای اون «وَ أ علَمُ الرِوایةَ کلِّ یومٍ وَ لَم نَشتَدَّ سایلُهَ رَمانى» همانهایی که موجب فربهی مادی او میشود همانها موجب چی میشوند؟ هلاکت و بوار و نیستی او میشوند به دست همانها نه بدست کسی دیگر و ما باید از خدا بخواهیم، خدا ما را مشمول این حلمش هم نکند.
حضرت سجاد علیه السلام در اول دعای ابیحمزه چی میفرماید: «إلهى لا تُأدِّبنى بِعُقوبَتِک» ادب به عقوبت این است، این حلم است، که یک عقوبتی بیاید و با اون عقوبت خدا بخواهد ما را ادب کند خب این الان چیه؟ تنبه پیدا شده ولی دیگه عمر از بین رفته، دیگه فرصت سر آمده همینقدر سقوط کرد محقق نشده، نیستی و بوار و ضلالت و غوایت دیگر، غوایت در اینجا چی؟ انجام نگرفته، این مقدار. اما بر این چه مراتبی مترتب است؟ نه دیگه، او ندارد. این حلم چیه؟ حلم دوم.
که در حلم دوم خدا صبر میکند انسان میرود در کثرات، هی میرود میرود میرود میرود، پشت سرش را هم نگاه نمیکند. هرچه میآیند بهش تذکر میدهند توجه ندارد هرچه میخواهند او را گوشتزد کنند استهزا میکند میخندد آدم وقتی که یک راهی را میرود یک نگاهی هم باید به عقب بکند راننده وقتی که حرکت میکند فقط به جلو که نباید نگاه کند هر از چند گاهی باید توی آینه نگاه کند پشت سرش را هم ببیند اگر یک دفعه مواجه با یک خطری از پشت است کنار بزند که اون خطر رد شود. نه این که فقط جلو را ببیند. گاهی به این طرف گاهی به آن طرف باید نگاه کند. اینها افرادی هستند که اینها وارد در دنیا میشوند وارد در گناهان میشوند وارد در معاصی میشوند ولی غافل، یک مرتبه یک سرطان میخورد بهش، ای داد و بیداد دیگه کارش نمیشه بکنی، سرطان و دو ماه بعد هم خداحافظ بگو لا اله الا اللَه بابا جان تا قبل از این، تا قبل از این متوجه میشدی تا قبل از این یک چیز، حالا که خورده باز هم خوبه، در همین جا، بعضیها دیگه اصلًا اونی که قرار است قسم اول است دیگه اصلًا نه خدایی و نه هیچی فقط تو فکر ایناند ببینند کی میمیرند ولی بعضیها نه! فوری متوجه میشوند میروند قرضهایشان را میپردازند حلالیت میطلبند نمیدانم حق الناس را پی میگیرند. حقوق خدا را میگیرند، چی میکنند. اینها خودشان میگویند، میگویند نه دیگه، تمام شد مسأله وقتی تمام شد انسان دیگه باید آماده بشه، باز خوبه ولی این فقط از نیستی جلوگیری کرد، ثمرهای دیگر برای او ببار نیاورد بعد از دو ماه سه ماه دیگه هم که میگویند خداحافظ بفرمایید دیگه، دیگه تمام است قضیه. این حلم حلم دوم است.

