جمع میان حلم و علم
4علم عبارت است از پدیدهای که به واسطهی عنایت پروردگار برای انسان حاصل میشود چرا انسان نسبت به این تکبّر و تبختر داشته باشد؟ برای چه؟ مگر از کیسه خاله آوردی این علم را که حالا
داری به دیگران فخر میفروشی؟ یا این شغلی که پیدا کردی، این تخصّصی که الآن پیدا کردی این هوش و استعداد و اینها را کی به تو داد؟ چه شخصی و چه موجودی از میان سایر موجودات، تو را ممتاز به این خصوصیت و سرآمد به این صفت نمود؟ چه کسی یک چنین کاری را کرد؟ جز خدا چه کسی چنین کاری را کرد. آن ظرافتی که الآن در نقش و نگار توست آن لطافتی که در حرفهی توست این لطافت و ذوق را و این فکر را چه کسی به تو داد؟ واقعاً بعضیها عجیباند ها! یعنی خیلی این مسئله، مسئلهی عجیبی است.
میگویند کمال الملک نقّاش خیلی ماهری است و دارای ذوق و قریحهی عجیبی بود در نقّاشی و در هنرپروری و در هنر اندازی، یک روز در منزلش میگویند عکس یک غلام سیاه را کشیده بود خود غلام سیاه بود، با مختصر لباسی به همان وضعی که در جنگلها و اینها زندگی میکنند به همان کیفیت و خیلی عکس قدّی کشیده! الآن عکسش در موزه هست مثل اینکه در زمان محمد علی شاه بود، محمد علی شاه را دعوت کرد یک روز به منزلش، تا محمد علی شاه وارد شد این عکس هم گذاشته بود رو به روی در، تا چشمش به این افتاد میگویند از ترس افتاد زمین به اندازهای این عکس حقیقی و طبیعی مینمود که هیچ تصوّر نمیشد جز اینکه این الآن میخواهد به این حمله کند. و خلاصه .... خیلی این در نقاشی و هنر عجیب بود خیلی عجیب بود.
الآن یک مجسّمهای هست در موزهای در همین کلیسای سنت پیطر، توی روم، واتیکان، آنجا، این مجسّمه [هست] راجع به مجسّمه نوشتهاند مجسّمهی حضرت مریم است که عیسی را در بغل دارد. از مرمر این مجسّمه را تراشیدند. بیست و هفت سال روی این مجسّمه کار میکردند، سهتا نقاش و مجسّمهساز که یکی از آنها همان لئونارد داوینچی بود که خیلی مجسّمهساز عجیبی بود، هجده سال فقط ایشان کار میکرد روی این مجسّمه و جزء چیزهایی است که میگویند قیمت ندارد. رویش قیمت نمیشود گذاشت. تمام رگهای بدن، از این مجسّمه پیداست، مویرگها پیداست وقتی انسان نگاه میکند.

