نیّت و باطن عمل ملاک ارزش و حسن عمل
8بنابراین روی این جهت ارزش و حسن عمل انسان دیگر به آن کار ظاهر نیست بلکه به آن نیت و ضمیر باطن اوست، دیگر به او برمیگردد. اگر باطن، باطن صاف باشد. عملی را که انسان انجام میدهد آن عمل مقبول است و اگر باطن، باطن صاف نباشد آن عملی را که انسان انجام میدهد مقبول نیست. این را که من عرض کردم در روز جلسه عنوان بصری قبل از ماه رجب که: اگر افرادی نسبت به برادران ایمانی در دلشان مسئلهای باشد. خدا نماز و روزه آنها را قبول نمیکند، بخاطر همین مسئله است. چون راه خدا با نفاق جور درنمیآید. راه خدا با دورویی جور درنمیآید. راه خدا با زد و بست جور درنمیآید، راه خدا با طَرد کردن و جمعیت درست کردن و حزب درست کردن و کنار زدن و اینطرف کشاندن جور درنمیآید. هزار سال نماز بخوانید، روزه بگیرید سر سوزنی به جلو نخواهیم رفت چون باطن ایراد دارد.
آنچه که موجب ترقّی و رشد فعل است، عمل ظاهر که نیست. خوب این عمل ظاهر موجب تقویت بدن است ورزش بدن است. این عمل ظاهر موجب جریان فرض کنید که خون است. و حرکت در آمدن خون است. به خصوص برای افرادی که چربی دارند. مثل ما هرچه نماز بخوانیم این بیشتر این حکم ورزش را دارد (از این جمله به بعد دیگر صوت قطع گردید و از جای دیگر آغاز شد مطلب پیش رو جا افتادگی نوار است). ولی آنچه که موجب تجرّد نفس است، آن چیست؟ آن جهت باطنی و جهت امری عمل است. آن جهت باطنی است. چه فرق میکند که انسان بلند شود هی نماز بخواند و مقصودش از این نماز فریب مردم باشد یا فریب خودش باشد. هر دو یکی است. چه فرق میکند یا اینکه بلند شود. ورزش کند. طبیب به او بگوید آقا شما نیم ساعت باید صبح ورزش کنی. دستهایت را ببری بالا و بیاوری پایین. پاهایت اینطرف کنی، آنطرف کنی. خم بشوی. راست بشوی. فرقی ندارد، نه هیچ فرقی ندارد. مثل چه چیزی؟ فرض کنید یک آدمی که خدا را قبول ندارد هی بلند شود نماز بخواند به قول آن یهودی، آن مؤذن مسلمان مریض شده بود. صبحها اینها هم کسی را پیدا نکردند ظاهراً خوش صدا. یک یهودی بود، به او پول دادند که بیا عوض ما اذان بگو. گفت به قول مسلمانها اشهد أن لا إله الّا اللَه. به قول مسلمانها اشهد ان علیا ولی اللَه. این به قول مسلمانها، به قول مسلمانها، چرا چون قبول ندارد. خودش قبول ندارد. رسالت پیغمبر را قبول ندارد. حالا این نماز برای او ثواب دارد. این اذان برای او ثواب دارد. نه. ثواب ندار. این ملجم مرادی آمده بود و در مسجد کوفه نماز میخواند. هی نماز میخواند. هی نماز میخواند به طوری که افرادی که در مسجد کوفه شب میآمدند برای بیتوته یا برای نماز شب میدیدند این زودتر از آنها آمده همین ابن ملجم زودتر آمده و مشغول نماز است. ولی منظورش از این نماز چه بود. به دست آوردن فرصت مناسب برای اینکه امیرالمؤمنین را از پا دربیاورد. حالا این نماز تقرّب دارد. ظاهر ظاهر خوبی است.

