نیّت و باطن عمل ملاک ارزش و حسن عمل
3این اولًا نشان میدهد که برده فروشی چقدر کار ناپسندی است. و اسلام برده فروشی را و بردگی را نمیخواهد، که این خود یک بحث جدایی دارد. ثانیاً این مطلب را میرساند که این شخص گرچه کار ظاهرش، بخاطر حالا هوای نفس، شیطان گاهی گولش میزد و ولی از روی عناد و خدای ناکرده از روی غرض و از روی لجاج و استکبار انجام نمیداد این را، ولی در عوض باطنش باطن پاکی بود. پیغمبر را دوست داشت. به پیغمبر عشق میورزید. به پیغمبر علاقه داشت. محبّ بود، محبّ بود و خلاصه دست از پیغمبر نمیخواست بردارد، گرچه مثلا گاهگاهی یک خطایی هم حالا انجام میداد. دسته چهارم افرادی هستند که ظاهر آراسته و خوبی دارند ولی باطن آنها باطن مکدّری است. اینها چه کسانی هستند؟ اینها منافقیناند. اینها آدمهای منافقی هستند. اینها افرادی هستند که به نظر من از دسته دوم هم بدتر هستند. چون با همین کارِ ظاهرشان مردم را فریب میدهند. گول میزنند. با همین کار ظاهرشان موجب اشتباه عدهای میشوند. دارد محبّت میکند. ولی این محبّتش را به خاطر یک غرضی دارد انجام میدهد. به انسان خودش را نزدیک میکند، برای اینکه به یک مطلوبی برسد، وقتی که به آن مطلوب نرسید، یک مرتبه میزند زیر همه چیز. ولی آن افرادی که نه از اول عملشان ناشایست است. انسان هم میداند خُب از اوّل حسابش را انسان با آنها تصحیح میکند، برخوردش را با آنها تصحیح میکند. انسان میداند با آنها چکار کند. اینها میآیند و به انسان نزدیک میشوند و فقط برای رسیدن به مطلوب خودشان میآیند جلو، نه اینکه بخواهند خودشان را نزدیک بکنند. نه، به خاطر اینکه بیاید یک روزی یک نفعی ببرد. احساس میکند ممکن است در اینجا یک نفعی باشد. تا وقتی که نفع هست، میآید. وقتی که دید نه، آنچه که مورد نظر اوست آماده نیست، بلند میشود میرود یک جای دیگر، میگوید مگر مُعطّل کردیم خودمان را؟ درست شد. اینها منافقند.

