اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نیّت و باطن عمل ملاک ارزش و حسن عمل

14233
سال 1421
نسخه عربی

نیّت و باطن عمل ملاک ارزش و حسن عمل

6
  • یک شب من داشتم از توی خیابانی می‌گذشتم از یکی از این خیابان‌ها یک مرتبه دیدم یک ماشینی در کنار ما توقف کرد. من در تاکسی نشسته بودم. در این ماشین چهار پنج‌تا زن بی‌حجاب آن با چه وضعی! با چه وضعی! بله در این ماشین بودند. راننده را، راننده من را نمی‌دید. نگاه کردم دیدم همین بزرگوار است که تو مسجد دارد از ما مسئله می‌پرسد. دیدم همین ایشان است، به این تاکسی گفتم‌ برو جلو، برو جلو من با این کار دارم. رفت جلو گفتم: سلام علیکم. این هم رفت دیگر نیامد. گفتم: سلام علیکم حال شما خوب است؟ خوب این مانده بود چکار کند. میدان شهدا بود. آن موقع اسمش میدان ژاله بود.

  • مرحوم آقا می‌فرمودند: یکی از این‌ها خلاصه خیلی غلطانداز بود. مدت‌ها خلاصه می‌گفتند که این می‌آمد با ما و خلاصه صحبت می‌کرد. و این‌ها و مسئله می‌پرسید و جلو و در جلسه تفسیر و این چیزها و ایشان می‌گویند: به طوری که حالا عبارت است به حسب ظاهر ما را به شک انداخته بود. که این چیست قضیه‌اش؟ این آیا واقعا مسئله‌دار است؟ و خُب عَلی ای حالٍ افرادی هم که می‌آمدند خیلی‌هایشان افراد پخته‌ای هم بودندها! افراد خام هم نبودند. این‌ها افراد پخته و کار کرده‌ای بودند. بله می‌گفتند: این قضیه گذشت. ما هم همین‌طور در شک بودیم انگار یک کسی به ما هی ملَهَم می‌شدیم یک شخصی که این خلاصه هوای این را داشته باشیم. و خیلی وقت پیش این قضیه مال خیلی ... تا این‌که آقای حداد تشریف آوردند ایران. تشریف آوردند ایران و ما در خدمتشان به مشهد، عتبه بوسی علی بن موسی الرضا مشرّف شدیم. آن‌جا یک شب بود. خیلی افراد دیگر هم آمدند در آن‌جا یک شب ما منزل در همان مدرسه مرحوم آیت اللَه میلانی رحمة اللَه‌علیه دعوت کرده بودند. من آن شب یادم است که از این ساواکی‌ها تمام این مدرسه را احاطه کرده بودند و رفت و آمدها همه کنترل شده بود. و این‌ها خیلی شب عجیبی بود. آقا هم ظاهراً داستانش را در همین روح مجرد آوردند. این گذشت ایشان می‌گفتند تا ما آمدیم تهران چند روز که از این قضیه گذشت یک روز همین آقا پیدایش شد. همین آقایی که اهل سؤال و اشکال و بحث و بله خُب تبریک گفت و رفتن مشهد و تقبّل اللَه اعمالکم ان‌شاءاللَه.