اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نیّت و باطن عمل ملاک ارزش و حسن عمل

14233
سال 1421
نسخه عربی

نیّت و باطن عمل ملاک ارزش و حسن عمل

4
  • بنابراین ملکوتِ عملِ انسان آن جنبه ارزشی فعل انسان را تشکیل می‌دهد. اگر انسان دارای خُبث باطن باشد الان ما خودمان، یک محک می‌زنیم، سؤال می‌کنم از شما، یک شخصی می‌آید منزل شما، یک رفیقی هست. می‌آید منزل شما، وقتی که آمد می‌گوئید آقا شما برای چه آمدی؟ آمدم شما را ببینم. زیارت کنم. و شما می‌دانید که راست می‌گوید خُب، این در این‌جا چیست. شما خوشتان می‌آید استقبال می‌کنید. او را می‌برید داخل. احوال پرسی می‌کنید. حالا اگر یک شخصی آمد منزل شما و شما می‌دانید به خاطر یک منظوری آمده و الّا این منزل شما بیا که نیست. به خاطر یک منظوری آمده. آقا برای چه آمدی؟ آمدیم شما را زیارت کنیم. برو پدر سوخته تو آمدی من را زیارت کنی. حالا اگر هم نگویید چکار می‌کنید. توی دلتان بهش می‌گویید. می‌گویید خودتی، خیال کردی. بفرمایید، بفرمایید آقا. بله دلمان خیلی برای شما تنگ شده بود. ألو گرفته بود، آتش گرفته بود. آره، بله بگو. باز هم بگو. هی بگو، دیگر چه گرفته بود؟ بله مدت‌ها بود اشتعالی در درونمان بود. شما را بیاییم زیارت کنیم. بعد دیگر همین که دیگر می‌خواهد برود. آقا یک مسئله‌ای را هم می‌خواستم در ضمن، در ضمن! می‌خواستم یک قضیه‌ای، یک مشکلی پیش آمده است. یک میلیون تومانی اگر، عرض کنم که بله خلاصه اگر، بله جایی سراغ دارید به شما زحمت نمی‌دهیم. ولی اگر جایی سراغ دارید شما قرض‌الحسنه‌ای، قرض الپس‌نده‌ای اگر یک وقتی خلاصه دارید یک وقتی فلان مدّنظر داشته باشید. بسیار خوب چشم. خیلی خوب، تشریفشان را می‌برند. بله دوباره می‌بیند خبری نشد. سلام علیکم آقا، بفرمایید. می‌خواستیم خدمتتان برسیم نه دیگر آقا همان یک دفعه بس است. چیست؟ این را می‌گویند منافق. منافق کیست؟ این است.

  • منافق آدمی است که آن جنبه أمری خودش را، آن جنبه باطنی خودش را پشت سر یک صورت موَجّه و یک صورت زیبا پنهان می‌کند. پشت سرش پنهان می‌کند. مرحوم آقا می‌فرمودند در زمانِ، در آن زمان سابق زمان شاه، خُب از این ساواکی‌ها خیلی‌ها می‌آمدند مسجد، مسجد قائم از این سازمان امنیتی‌ها خُب همه جا هستند دیگر. مسجد قائم هم می‌آمدند، همان زمان شاه منظورم است. خُب ببینند چیست؟. چه خبره؟. چکار می‌کنیم. مثلًا حزبی است. گروهی است. خلاصه مسئله‌ای است. سر دربیاوریم. خُب بالاخره از این چیزها باید باشد دیگر. می‌آمدند. آقا این‌ها می‌آمدند تو مسجد یک عبایی می‌پوشیدند ریش می‌گذاشتند آقا دو برابر من. جدّی‌ها! عبا می‌پوشیدند، مفاتیح دست می‌گرفتند.