عالم امر و خلق وحیثیت امری و خلقی اعمال
7ما جایی بودیم، نمی دانم اینجا هست یا نه؟ در جایی بود منزل یکی از دوستان، در یک جایی، اجاقش را من نگاه کردم دیدم که این اصلا به جایی، گازی، وصل نیست. گفتم چی [هست این؟] گفت آقا! این همش برقی است. چندتا از این چیزها داشت. اصلا برقی بود، خیلی تمیز و خیلی قشنگ و خیلی نظیف و میگفت بسیار این مقرون به صرفهتر هست. و فلان هست. و البته یکی از چیزهایی بود که خارج بود. خب غذا هم توش قشنگ، میرفتیم چایی درست میکردیم. غذا درست میکردیم، وقتی که او خانه نبود من غذا درست میکردم. البته زن و بچهاش نبودندها. والّا ما که تو کار زنها دخالت نمیکنیم. خُب نور هم که ندارد. پس این چی است؟ الان آن حقیقت و آن واقعیت بصورت گرما دارد بروز و ظهور پیدا میکند.
یک مثال دیگر بزنم. پنکه وقتی که کار میکند و روشن میشود و حرکت میکند. این چی است؟ این به خاطر یک انرژی، این پرهها به حرکت درمیآید. اگر صد سال شما این پنکه را در یک جا نگه دارید تا انرژی پشت سر این موتور نباشد این پرهها نمیتواند حرکت کند. اما وقتی که این دو شاخه را شما به برق میزنید، این شروع میکند به حرکت کردن. خب اینجا نه نور است نه گرما است. هیچی نیست. این تبدل انرژی، آن الکتریسیته آمده و تبدیل به گردش شده و و و مثالهای دیگر.
حالا آن حقیقتی که الان پشت این چراغ مخفی است. و ما آن حقیقت را نمیبینیم. آن حقیقت چی است؟ اسمش برق است. ظهورات مختلفی دارد. یک ظهورش به شکل لامپ است. یک ظهورش به شکل پنکه است. یک ظهورش به شکل بخاری است. یک ظهورش به شکل اجاق است. اینها ظهورات مختلفی دارد. شما میتوانید این حقیقت را ادراک کنید با این چشمتان؟ نه نمیتوانید، نیاز به چی دارید؟ نیاز به دستگاه دارید، دستگاه باید باشد تا این ولتاژ را به شما نشان بدهد. الان ٢٢٠ ولت است، کم میشود، ٢٠٠ ولت، پایینتر میآید، ١٨٠، پایینتر میآید، ١٦٠، ١٠٠، باید این را برد بالا، ترانس باید براش گذاشت، تقویت، این دستگاه میآید آن حقیقت را به شما نشان میدهد. شما نمیتوانید، بله دست میتوانید بزنید. ولی یک وقتی این کار را نکنید، دست بزنید خوب حالیتان میشود این چیست؟ بله خوب حالیتون میشه.

