مکر پروردگار متعال با انسانها
17امام سجاد علیهالسلام این به عنوان مقدمه بود که عرض شد در این فقرات بعد شروع میکند حضرت یکی یکی الحمداللَه الذى ادعوه فیجیبنى. به حمد کردن «حمد مخصوص آن خدایی است که میخوانم او را من را اجابت میکند.» وان کنت بطیئا حین یدعونى. وقتی او مرا میخواهد بخواند ما بطء داریم. ما تساهل داریم. این یک حمد است.
الحمدلله الذى السأله فیعطینى. حمد مخصوص آن خدایی است که سؤال میکند. اما وقتی که او سراغ من بیاید و بگوید مَنْ ذَا الَّذِي يقْرِضُ اللَه قَرْضاً حَسَناً فَيضاعِفَهُ ... دستمان در جیبمان نمیرود.
الحمدلله الذى انادیه، الحمدلله الذى لا ادعو غیره، الحمدلله الذى لا ارجو غیره، الحمدلله الذى وکلنى الیه. هی شروع میکند امام حمد کردن. و عرض کردم معنای این حمد را، یعنی حضرت میخواهد بفرماید: بیجهت من نمیخواهم حمد کنم، یک چیزی در قضیه است که دارم حمد میکنم. چون این مسأله از غیر خدا متمشی نیست. چون هرچه من گشتم در این عالم ندیدم این متعلق حمد در وجود او باشد. بس بنابراین حمد اختصاص به او دارد. بخاطر این، به خاطر اینکه او متفرد بالحمد است.
الحمدلله الذى وکلنى الیه، الحمدلله الذى تحبّب الىّ و هو غنى عنّى. این دیگر خیلی برای آدم عجیب استها، یعنی خیلی برای انسان گران میآید. آدم در مقابل این فقره چه موقعیتی دارد. حمد مخصوص آن خدایی است که او من را دوست دارد و هو غنی عنّی و از ما بینیاز است، دارد به من محبت میکند، تحبّب الی، اظهار تمایل میکند، اظهار محبت میکند. هی میگوید بابا بیا عیب ندارد. گناه کردی. عیب ندارد. از کی داری فرار میکنی؟ عیب ندارد، ما با هم رفیق هستیم. میدانم بنده گناهکار هستی. ولی باز قبولت داریم. هی دارد تحبّب الی. هی دارد اظهار تمایل میکند، اظهار محبت می کند و هو غنی عنّی. خدا بینیاز است. خدا بینیاز نیست از ما؟! غنی عنّی.

