ایثار و انفاق و آثار آن در نفس سالک
6این وصیّت، وصیّت به ثلث و امثال ذلک تمام اینها مسائل بیخود است. انسان در زمان حیاتش هر چه قسمت کرد، کرده و الاّ اگر بخواهد بیاندازد برای بعد از حیاتش، آن چندان نصیبش نمیشود، نه این که نشود، میخواهی [بعد از] زمان حیاتت خرج امام حسین و تکایا و عزادازی کنی، همین الآن بکن. همین الآن یک پول اختصاص بده، خرج عزاداری سید الشّهداء. میخواهی فرض کن من باب مثال به فقرا و ایتام و اینها کمک کنی، صدقات، خب همین الآن بیا بکن. کار امروز را به فردا [نینداز] «صوفی ابن الوقت باشد ای رفیق» ابن الوقت یعنی همین الآن، همین الآن «نیست فردا گفتنت شرط طریق» تصویف در کار سلوک معنی ندارد. آدم رند کار امروز را به فردا نمیاندازد. فردا مال فردا، امروز مال امروز. امروز یک سهم و حصّهای از وجود برای ما قرار دادهاند. سهم و حصّه فردا مال فرداست. الآن، همین الآن. میدانید چرا مرحوم پدر ما شخص موفقی بود؟ به خاطر این که ابن الوقت بود. یعنی دقیقا نمیخواست اوقات از او فوت بشود. همان... اصلا ایشان دأبشان این بود. ایشان میفرمودند که از کوچکی اصلا حال ایشان این بود. مثلا فرض بکنید که گاهی اوقات تعطیلاتی پیش میآید. مشق و تکالیف و اینها مدرسه میدهند. مثلا برای سیزده روز ایام نوروز، برای یک هفتۀ نمیدانم چی؟ برای چند، ایشان میگفتند من میخواستم همان روز اول، همۀ سیزده روز را بنویسم. یعنی میآمدم توی خانه، مینشستم و سریعا چیز را تمام میکردم یا مثلا یک کاری....، همیشه از واجب موسع ایشان مضیقش را اختیار میکردند. همان وقت اولش را! حالا موسّع است و این یکی از رموز مسألۀ فلاح و نجاح ایشان بود. که انسان باید ابن الوقت باشد. هی تأخیر نیندازد حالا....
امام حسن علیه السّلام به جناده میفرمایند، استعدّ لسفرک و حصّل زادک قبل حلول اجلک... و آعمَل لَدنیاک کانّک تعیش ابدا و وآعمل لآخرتک کانّک تموت غدا.1 در امور دنیا آن چنان باش که زندگیِ همیشگی داری، وقتی یک کسی زندگی همیشگی دارد و بداند که این، حالا همیشگی نمیگوییم ما، بداند تا هزار سال دیگر زنده است. میگویند آقا این منزل را بخر. حالا سال دیگر میخریم. ما که تا هزار سال زندهایم. دو سال دیگر میخریم. آقا این کار ار انجام بده حالا بعد انجام میدهیم. و کن لدّنیا کأنّک تعیش ابدا. همیشه تو زندهای. خیلی اهمیّت نده. دنیاست دیگر. خیلی....! و کن للاخرة کأنّک تموت غدا. برای آخرت آن چنان باش که [کانّه] فردا میخواهی بمیری.
- کفایة الأثر، ص ٢٢٧؛ بهجة النظر، ص ٦٣.

