اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ایثار و انفاق و آثار آن در نفس سالک

14280
سال 1420
جلسات
نسخه عربی

ایثار و انفاق و آثار آن در نفس سالک

3
  • حالا چرا خداوند می‌فرماید یستقرضنی؟ سؤالی که خداوند می‌کند از بندۀ مؤمنش این چه نحوه سؤالی است؟ و چه نحوه استقراضی است؟ خب خداوند که مادّی نیست. بدن مادّی ندارد. جسم مادّی ندارد. منظور انفاق بندۀ مؤمن است در آن مواردی که خداوند امر کرده، صدقه بدهد. خمس بدهد. زکات بدهد. تبرّعات بدهد. کمک کند. حالا کمک بدنی نه کمک مالی، رفع گرفتاری کند از شخصی. اینها عبارت است از استقراض پروردگار، روایت هم داریم. حدیث قدسی است به این مضمون که می‌فرماید ـ غیر از آیات شریفه که می‌فرماید: مَنْ ذَا اَلَّذِي يُقْرِضُ اَللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضٰاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ  ﴿الحديد، ١١﴾ که قرض به برادر مؤمن، قرض به خداست. در این جا قرض به خدا تلقّی شده است. کیه به خدا قرض بدهد ـ حدیث قدسی هم داریم، کسی که به بندۀ مؤمن من قرض بدهد به من قرض داده است. و کسی که او را کمک کند به من کمک کرده است. در آن احادیث قدسی یا عیسی یا عیسی، آن مطالب و حقوق اخوان در آن جا خیلی بیان شده است. و یا داود.

  • پس این قرض، قرض به خداست. وقتی انسان به یک فقیری صدقه می‌دهد در واقع یک انفاقی را کرده. ولی این انفاق، انفاقی نیست که از کیسه‌اش رفته، این قرض است چرا؟ چون خدا به او برمی‌گرداند. این مقدار را که داده خدا بدون عوض نمی‌گذارد. در پروندۀ او ثبت می‌کند این مقدار را ثبت می‌کند. همان حال تجردی که در موقع اعطاء برای او حاصل می‌شود چه بداند چه نداند همان عبارت است از آن عوض، حالا خدا در این جا گفته قرض ولی در واقع قرض، قرض آخر یک مدت می‌خواهد، انسان قرض می‌دهد یک ماهه، دو ماهه، یک ساله، بعضی قرض‌ها ده ساله، بیست ساله، بعضی قرض‌ها قرض الحسنه است. بعضی قرض‌ها قرض الپسنده است! اینها همه قرض‌های متفاوت است. بله؟ قرضی که دیگر برگشت ندارد. گفته برمی‌گردانم ولی دیگر رفته پی کارش. ولی این چیزی را که خداوند در این جا می‌فرماید همان آنِ است. یعنی به محض این که ما به یک شخصی می‌پردازیم همان آن است این عوض و آن پاداش و آن اَجر و ثوابی که خدا می‌دهد، همان آن. خب این دیگر قرض نیست. این اسمش را قرض نباید گذاشت. قرض یک مدّت بعد است. تازه بر آن حبس مال یک مقداری انسان متضرّر می‌شود. چون بالأخره این مال را می‌بایستی که برود خرج کند. استفاده کند، منافع. یک شخص شش ماه فرض کنید که از یک کسی پول می‌گیرد. خب این شش ماه اگر کار می‌کرد منافعی مترتّب می‌شد، الآن آن شخص دارد کار می‌کند. بالأخره شش ماه از منافع در اینجا صرف نظر کرده ولی درباره پروردگار همان آن است. یعنی به محض این که شما ایثار می‌کنید همان آن، آن تجرّد نفسانی برای شما حاصل می‌شود. آن تجرّد یعنی آن تغییر و تبدّل، آن دگردیسی، آن تحوّل، همان موقع برای انسان آن حاصل می‌شود. خب به این که دیگر قرض نمی‌گویند. مثل این که شما یک پولی از این جیبتان برمی‌دارید می‌گذارید توی این جیبتان. شما به کی قرض دادید؟ به کسی قرض ندادید.