اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ایثار و انفاق و آثار آن در نفس سالک

14280
سال 1420
جلسات
نسخه عربی

ایثار و انفاق و آثار آن در نفس سالک

5
  • مثل اینها که از دنیا می‌روند می‌گویند آقا را وصیّ کنیم. وصی خودمان را آقا قرار بدهیم! خیلی بیخود می‌کنید! به خاطر اینکه غیر از زحمت و غیر از درد سر هیچی برای آن آقا ندارد. اگر راست می‌گویی زمان حیاتت بلند شو بیا آن ثلثی که می‌خواهی بدهی در زمان حیاتت بیا بده به آقا. بعد برود قسمت کند. اگر راست می‌گویی؟ اگر راست می‌گویی آن چه را که می‌خواهی تبرّع کنی [بعد] از فوتت، بلند شو در زمان حیاتت بیا بده نه این که وقتی که می‌خواهی برای آقا خمس بفرستی حتّی یک قرانی را هم داخل پاکت می‌گذاری سرش را هم مهر می‌کنی که وقتی می‌رسد بدست آقا. آقا می‌بیند چقدر سنگین است. بعد نگو این خمس مبلغ هشت هزار و پانصد و شصت و چهار تومان و سه قران! شوخی نمی‌کنم ها! من بودم دیدم. آن وقت همین که می‌خواهی از دنیا بروی آقا را وصیّ می‌کنی؟ مگر آقا بیکار است که بیاید وصیّ تو بشود؟ آن وقت وصیّ سر چه؟ خانه‌یمان را تقسیم کنید. آقا بنگاه است؟ آقا محکمه دارد؟ آن اموال کذا را به چه بدهد. اینها....! یک بنده خدایی، اینها همه مسائلی است که خب در هر صورت مرحوم آقا نزدند. ولی خب ما می‌گوییم، بالأخره ما آن چه را که باید گفته بشود خب می‌گوییم چون اینها باید دانسته بشود و برای خود ما خیلی مفید است تا متوجه باشیم.

  • مرحوم آقا در زمان حیاتشان اعلام کرده بودند همه جا که من وصایت هیچ کسی را قبول نمی‌کنم. در یک جا وصیّ شده بودند و خیلی به ابتلائاتی گرفتار شده بودند. بعد از آن طرف هم از نقطۀ نظر فقهی یک بحثی است که اگر وصی مطلع نشود از وصایت، اگر در زمان حیاتش مطلع بشود و دفع کند خب آن وصایت باطل می‌شود. ولی اگر بعد از حیات متوجه بشود آن وصایت امضاء است. البته خب در این مسأله حرف است. ما نمی‌توانیم با تمام حدود و ثغورش موافقت کنیم. آن وقت بعضی‌ها اینجا می‌آمدند زرنگی می‌کردند. در زمان حیاتشان به آقا نمی‌گفتند که شما وصیّ هستید. می‌گذاشتند وقتی که از دنیا رفتند یک دفعه توی وصیّتنامه‌شان بله! آقا، آقای طهرانی فرض کنید که وصیّ است. یک بنده خدایی همین کار را کرده بود. در زمان حیاتش مرحوم آقا را وصّی نکرد و شخصی هم بود که به مسائل وارد بود، مرحوم آقا از این کار ایشان ناراحت شدند. عبارت ایشان به من این بود که کاری که ایشان کرد سلوکش را در آن طرف خراب کرد، در آن طرف قضیّه خراب کرد. حالا بعد دیگر بواسطۀ این وصایت چه آمد بر سر افراد و بعضی‌ها جدا شدند، فلان و بیا و برو و خیلی خلاصه مطالبی بعد پیش آمد! خب آقا دیگر این کارها چیه می‌کنید؟ سر خدا را که آدم نمی‌تواند کلاه بگذارد که، آدم زرنگی کند؟ برای چه؟ برای چه؟ در حالی که خود این شخص وقتی که آقا از او تقاضا کرده بودند دویست متر زمین به بعضی از رفقایش بدهد قرض، که خانه بسازند نداد! اینها برای ما عبرت است ها! مایه‌ی عبرت است.