ایثار و انفاق و آثار آن در نفس سالک
4بالاتر از این، آنی را که شما از جیبتان پرداختید آن قابل زوال است. این قابل زوال است. دزد میاید میبرد. دزد میآید میبرد. یک شب یک قانون وضع میشود همۀ این پولها اعتبارش را از دست میدهد، همه. یک شب یک قانون وضع میشود. این پولها قیمتش میشود نصف، نمیشود؟ یکی بلند میشود میرود از توی میز یک صحبت میکند قیمت پولها میرود بالا، مثلا فرض بکنید که صد تومان میشود صد و بیست تومان. فردا یکی میآید حرف میزند صد تومان میشود هشتاد تومان. این اختلاف و نوسانی که پیدا میشود شما اینها را بهتر از ما میدانید. ما طلبهها اینها را باید از شما یاد بگیریم. حالا ما دخالت و تصرّف در کار اقتصاد دانان نکنیم. اینها چیست؟ به خاطر همین است دیگر که اینها همه جنبۀ اعتباری دارد. جنبهاش جنبۀ اعتباری است. یک قرارداد با یک کشور میبندند، ارزش پول این مملکت بالا میرود. بعد یک مرتبه روابط دو کشور به هم میخورد ارزش نصف میآید پایین. اینها اعتبار است دیگر.
در آن قضیۀ صلح، در آن قضیه دیدید دیگر، تا گفتند صلح قیمت پول ایران رفت بالا. رفت بالا و خیلیها متضرر شدند دیگر. مثلا فرض کنید که چه اجناسی خریده بودند و بعد یک مرتبه قیمت آن اجناس آمد پایین. چون آن اجناس با ارز خارجی خرید و فروش میشد. وقتی که آن ارز قیمتش میآمد پایین، قیمت آن جنس هم خب میآید پایین. اینها را هم میگویند اعتبارات، اعتباریات.
ولی آن چیزی را که خداوند عطا میکند آن دیگر اعتباری نیست. آن میماند. آن تجردی را که در موقع ایثار و انفاق برای انسان حاصل میشود آن دیگر اعتباری نیست. آن در پرونده ثبت و ضبط میشود. کرام الکاتبین آن را ثبت میکنند. اگر زمین به هم بخورد آسمان به زمین بیاید، زلزال بشود. صاعقه بیاید، تمام بشود. این محفوظ است این در پروندهاش ثبت شد و دیگر قابل از بین رفتن و قابل زوال نیست. ایثار دوم، انفاق دوم، یک پروندۀ دیگر، انفاق بعد یک پروندۀ دیگر. همین طور یک به یک میآید. آن حدیث معروف که یادتان است که پیغمبر آن شخصی که از دنیا رفت، رفتند خرماهایشان را بدست خودشان انفاق کردند، بعد فرمودند: اگر یک دانه خرما در زمان حیاتش انفاق میکرد آن چه بود؟ بهتر بود از این که من انفاق کنم. چرا؟ به خاطر این که حالا که من دارم انفاق میکنم این قضیهاش قضیۀ روغن چراغ [ریخته] خرج امامزاده است. میگوید حالا که داریم از دنیا میرویم ما که دستمان از این خرماها کوتاه است. حالا بگذار پیغمبر به فقرا بدهد. چیزی که توی قبر ما از این خرماها نمیگذارند. حالا بگذار.... حالا پیغمبر بدهد یا غیر پیغمبر بدهد، چه فرقی میکند؟ حالا میخواهی تو منّت سر پیغمبر بگذاری یا رسول الله بیا...؟ نه! پیغمبر میگوید برو به یکی دیگر بده. حالا که خودت مردی بنده بیایم زحمتش را بکشم بدهم؟ بفرمایید این هم لیست فقرا. این پیغمبر دادن در این جا هیچ حسنی ندارد. تازه یک زحمتی هم به پیغمبر آمده اضافه کرده. منّت هم گذاشته.

