ایثار و انفاق و آثار آن در نفس سالک
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
و صلَّی اللهُ عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبیالقاسم مُحَمّدٍ
و علی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ
الحمد لله الذی اسئله فیعطینی و إن کنت بخیلا حین یستقرضنی.
حمد مختص پروردگاری است که هر گاه از سؤال کنم به من عطا میکند اگر چه بخیلم، در وقتی که او از من چیزی را بخواهد.
در این جمله مثل جملۀ قبل، خداوند متعال اعطا را به نحو پیوسته و مستمرّ در قبال سؤال ذکر میکند. البتّه میتوانیم بگوییم که لازمۀ اجابتِ پروردگار همین اعطا هم هست. و این فقرات به عنوان عطف بیان جُمَلی بکار رفته. هر گاه از خدا سؤال کنیم او اعطا میکند. و هر گاه او از ما درخواست میکند ما بخل میورزیم.
جملۀ جالبی در این جا حضرت میفرماید که پروردگار یستقرضنی، از ما قرض بگیرد. چرا نفرمود و إن کنت بخیلا حین یسئلنی؟ چون معنای استقراض، قرض گرفتن، که قرض الحسنه باشد این است که انسان از یک شخص یک وامی میگیرد و یک قرض میگیرد و بعد در رأس آن مدّت آن قرض را ادا میکند. در واقع چیزی از جیب این شخص کم نمیشود. فقط یک مدتی این مالش در جایی حبس میشود. میدهد به زید به عمر، اما غیر از انفاق است که انفاق وقتی که انسان یک چیزی را میدهد دیگر این از ملکش بیرون میرود. حالا ثوابش بعد هست، این یک مطلب دیگر است، فقط از نقطۀ نظر ظاهر. وقتی که انسان به فقیر صد تومان پول میدهد. این صد تومان توی جیبش که برنمیگردد. اون صد تومان را خرج میکند. ولی وقتی که به یک شخصی قرض میدهد دوباره آن شخص این قرض را پس میدهد. پس بنابراین چیزی از او کم نمیشود. فلهذا در قرض گرفتن عفت و متانت و عزت مسلم و مؤمن محفوظ است و ثواب قرض زیاد است. انسان قرض بدهد به افراد.

