
حقیقت صراط در قیامت
حقیقت صراط در قیامت
15افرادی اهل آخرت هستند و نمیتوان آنان را از اشقیاء شمرد، بلکه از اصحابالیمیناند، اهل گناه هم نیستند، ولی آن عشق و شور و جذبۀ اهل توحید که چون جرقۀ آتش، اوهام و اعتبارات را بسوزانند، در سرشان نیست، و دنبال خدا هم میگشتهاند ولی نه با آن همّت بُرنده و عزم کوبنده و با آن سرعت قاطع. اینها از روی صراط مانند آدم اسبسوار عبور میکنند، آتش هم به آنها نمیرسد؛ امّا به همان مقداری که چون اسبسواری از پلی عبور کند و در زیر آن آتش باشد به او حرارت میرسد، به همان مقدار اصحابالیمین در طول عبور از صراط، گرمای آتش را احساس مینمایند.
و بعضی دیگر در عین آنکه از اصحابالیمین هستند، امّا اینقدر پاک و پاکیزه نیستند و قدری تقصیر و خطا هم نموده و گناهانی هم داشتهاند و خداوند آنان را آمرزیده؛ اینها از روی پل مانند آدم پیاده عبور میکنند.
﴿ٱلَّذِينَ يَجۡتَنِبُونَ كَبَـٰٓئِرَ ٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡفَوَٰحِشَ إِلَّا ٱللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ وَٰسِعُ ٱلۡمَغۡفِرَةِ﴾.1
«آن کسانی که از گناهان کبیره و قبائح اعمال اجتناب میورزند، مگر از خطاها و گناهان کوچک. چون پروردگار تو ای پیغمبر، مقام مغفرتش بسیار باز و وسیع است.»
اینچنین افرادی همانطور که بعداً در بحث شفاعت خواهد آمد،2 بدون شفاعت به بهشت میروند؛ ولی البتّه مانند کسی که بخواهد مثلاً پیاده از روی چنین پلی عبور کند، البتّه مشکلتر است از کسی که با اسب میرود. لابد منظرۀ آتش را بیشتر میبیند، و از حرارت آن بیشتر متأثّر میگردد.
بعضی از افراد مرتکب گناهان کبیره شدهاند، ولی چون دارای ایمان راسخ بودهاند مورد شفاعت قرار گرفتهاند؛ اینها آهسته و لنگان میگذرند.
کیفیّت عبور ظالمان و کافران از جهنّم و یا خلود آنها در آتش
و افراد ظالم و کافر به جهنّم میافتند؛ و چقدر جهنّمشان طول بکشد، خدا میداند! البتّه درجات ظلم و کفر مختلف است؛ آنقدر باید بمانند تا آتش آنها را تطهیر کند: یک ماه، دو ماه، یک سال، دو سال، ده سال، هزار سال، خدا میداند چقدر میمانند! چون روز قیامت پنجاه هزار سال است و بالأخره باید آنقدر بمانند تا بیرون آیند. مگر افرادی که در آتش مخلّدند، یعنی بهطور جاودان باید بمانند؛ آنان افرادی هستند که وجودشان آتش شده است و إنشاءاللَه تعالیٰ در بحث جهنّم از خصوصیّات احوال مخلّدین در آتش گفتگو خواهد شد.3
- سوره نجم (٥٣) آیه ٣٢.
- رجوع شود به معاد شناسی، ج ٩، ص ٢٣٩.
- رجوع شود به معاد شناسی، ج ١٠، ص ٣٧٩.
