حقیقت صراط در قیامت
14رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم در این جهان ـ یعنی در روی زمین ـ شصت و سه سال درنگ فرمود، ولی یک لحظه در دنیا نبود. دنیا یعنی تعلّق و محبّت به غیر خدا و دلبستگی به زینتهای آن، و گرایش به عالم غرور و باطل؛ پس پیامبر در روی زمین درنگ کرد ولی در دنیا درنگ نکرد، و چون روی زمین آمد بدون یک لحظه تأمّل و توقّف بر ریاست و جاه و حبّ مال و سایر تعلّقات دنیویّه، «کَالبَرقِ الخاطِف» به سرعت از آن عبور کرد.
دنیا یعنی عالم اعتبار، حقایق را کنار زدن، و به اعتباریّات مشغول شدن، و پشت حجاب ظلمانی ماندن، و از سطح انسانیّت تنازل نمودن و در حدود افکار بهائم و شیاطین زیست کردن. چقدر زندگی رسول اللَه اینچنین بوده است؟! هیچ هیچ! اصلاً زندگانی پیغمبر اکرم اینچنین نبوده است؛ پیامبر اکرم در تمام مدّت عمر تا هنگام رحلت، یک دقیقه مانند مردم دنیا روی هدف و مقصد دنیا زندگی نکرد!
در روایت داریم که: «انبیا و اولیا از صراط، کالبرقِ الخاطِف میگذرند.» شما هنگام برقزدن آسمان، آسمان را دیدهاید؟ چگونه آن برق به شما میرسد و چشم را خیره میکند، با همین سرعت آنها از صراط عبور میکنند. دنیا پل است و حتماً باید از جهنّم بگذرند. انبیا که به عالم اعتبار وارد شدند ولیکن عبورشان زمانی طول نکشید، چون دل ندادند؛ در آنجا هم از صراط چون برق میگذرند.
کیفیّت عبور مؤمنان از صراط
از انبیا و ائمّه و اولیا گذشته، افراد دیگر که در درجات مختلف پایینتری هستند و به دنیا دل دادهاند، به حسب اختلاف درجات و بستگی آنها به دنیا عبورشان مختلف است.
افرادی در دنیا آمدهاند و مؤمن هم بودهاند، ولیکن برای وصول به مقام توحید و قطع علاقه کلّیه از دنیا دچار ابتلائاتی میشدهاند؛ آنان هم از صراط عبور میکنند، غایة الأمر نه به آن سرعت بلکه به سرعت باد.

