کوتاهی و سستی انسان در اجابت دعوت پروردگار
9آخر کجای دنیا...؟ شما الآن یک حسابش را برسید الآن مرحوم آقا از دنیا رفتهاند، واقعا آن کوه و عظمت وآن جلال و اون حرفها، ما الآن کجای دنیا باید برویم یک ناخن مثل ایشان را پیدا کنیم؟ جدی اگر شما سراغ دارید به من هم بگویید چون من هم دنبال اش میگردم، یک ناخن! اگر ناخن ایشان میشود من قبول دارم! ده در صد از ایشان باشد من قبول دارم! هند است؟ همین امشب من بلند میشوم گذرنامه را چیز میکنم میروم تمامش را بگردم، آفریقاست؟ کدام شبه قاره است؟ بگویید. الآن ما میفهمیم الآن این نعمت وقتی از دست رفته، الآن ما متوجه میشویم. آدم زرنگ کیست؟ سرش را بیندازد پایین ـ دارم میگوییم آقا چون باز دوباره دارم یک مطالبی را میشنوم دارم میگوییم ـ آدم زرنگ آن کسی است که [در] کار رفیقش دخالت نکنه آقا جان! نکنه! ببینید دارم صریحا میگویم ها. رفیقش هر کاری دلش میخواهد بکند. تو چکار داری؟ هر کی برای خودش یک راهی دارد. هر کی برای خودش یک فکری دارد. هر کی برای خودش یک طریقی دارد. شما ذکرت صلوات است. اون ذکرش لا اله الا الله است. اون ذکرش نمیدونم...
اون ذکرش نمیدونم چیزه. اون مسیرش...، اون طلبه است. اون کاسب است. اون طبیب است. اون تاجر است. اون نمیدونم...، هر کی به راه خودش، نه من را در قبر دیگری دفن میکنند و نه دیگری را در قبر من دفن میکنند. هر کسی برای خودش یک راهی دارد.
تمام حرف و کلام مرحوم پدر ما والله علی ما اقول وکیل، تمامش در زمان حیاتش این بود آقا فقط به فکر خودت باش. چیزی که من از پدرم نپذیرفتم و الآن چوبش را میخورم همین است. ایشان به من میگفت فلانی فقط به فکر خودت باش. فقط مواظب خودت باش. اینقدر میآیند این ور و آن ور میبرند تو را و فلان، گول نخور. رفقا میدانند در زمان مرحوم آقا، وقتی که یک مجلسی میخواستند رفقا تشکیل بدهند اول میآمدند از من وقت میگرفتند بعد میرفتند سراغ بقیه. همینها، همینهایی که ما را الآن مرّتد میدانند محارب با امام زمان میدانند محارب با... اینها در زمان آقا اینطور بودند. اونوقت جای خنده ندارد؟ جای عبرت ندارد؟ آدم بخندد. این است وضع آقا جان. رفقایی که در مشهد بودند باید بدانند دیگر. قضایا را باید بدانند چی بوده. اینها همهاش برای انسان عبرت است. «ره چنان رو که رهروان رفتند» ما باید همان کار را انجام بدهیم که بزرگان انجام دادهاند. همان مسأله را باید انجام بدهیم که اونها آمدند و رفتند و به نتیجه رسیدند و بقیه ماندند. بقیه ماندند. از قافله عقب افتادند.

