اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کوتاهی و سستی انسان در اجابت دعوت پروردگار

14161
سال 1420
جلسات
نسخه عربی

کوتاهی و سستی انسان در اجابت دعوت پروردگار

6
  • طرف می‌خواهد برود زن بگیرد می‌گوید دستور حضرت آقاست.کی حضرت آقا به تو دستور داده‌اند بروی زن دوم بگیری؟ چرا می‌روی از حضرت آقا مایع می‌گذاری؟ کی آقا گفتند؟ چرا می‌روی وجهۀ آقا را در میان خانواده‌ات و این حرفها بد می‌کنی؟ من در بیمارستان بودم. ایشان ظاهرا دیسک داشتند. من در خدمت ایشان بودم. یک روز به ایشان گفتم آقا شما راجع به فلان کس، شما دستور دادید برود زن بگیرد؟ ایشان فرمودند ابدا. گفتم آقا ایشان اینطوری مطرح کردند که ما طبق دستور ایشان آمدیم زن دوم گرفتیم. ایشان فرمودند وقتی از بیمارستان منصرف شدیم بگویید فلانی و فلانی بیایند منزل ببینم چی می‌گویند. هیچی، آمدند، آن انکار کرد و چکار کرد و فلان کرد. ما نفهمیدیم اون راست می‌گوید. نمی‌دونم اون کسی که دامادش است راست می‌گوید. همه انکار کردند. خب بابا خودت گفتی. البتّه خب ما فهمیدیم قضیه چیه. حالا خب به روی خودمان نیاوردیم.

  • چرا؟ آقا جان شهامتش را داری بلند شو برو زن سوم و چهارم و چهلم هم بگیر. به آقا چکار دارد قضیه؟ خب آقا را می‌اندازید وسط و نمی‌دانم به امر حضرت آقا! به امر حضرت آقا. شهامتش را هم نداری. خب هیچی. نداری که نداری. یا راجع به فرض کنید مسائل خانوادگی و مسائل داخلی، آقا ما با عیالمان اختلاف داریم. بیایید با ایشان صحبت کنید. بیایید با ایشان چکار بکنید. اختلاف دارید پا شوید بروید صحبت کنید. فلان. خیلی‌ها بودند با عیالاتشان اختلاف داشتند و مسائلشان را پیش آقا هم نبردند. حالا یا حل شد یا نشد. این دیگر پیش آقا بردن ندارد. یک مقدار زیاد از مسائلی که ایشان در دوران حیاتشون بهش مبتلا بودند اونها چی بوده؟ همین ناراحتی‌هایی را که از خود دوستانشان ... حالا مسائل اختلافات داخلی و عیال و اینها چیزی نیست. اینها عادی است. خود ایشان هم قبول می‌کردند و....

  • اما مسائل اقتصادی و داد و ستد.... با هم دیگر دوتا رفیق، اون چک می‌کشید برای اون. می‌آمدند به آقا می‌گفتند که آقا به اون بگویید که این مهلت بده به ما چک و فلان. بعد دیگر آقا این مسائل را قطع کردند و گفتند هیچ دیگر به بنده ارتباط ندارد. هر کسی ـ اینقدر از این کارها کردندها! اینقدر از این کارها ـ ایشان می‌گفتند که هر کسی نسبت به مسائل اقتصادی هر کاری دارد، فقط خلاف شرع نباشد، حلال باشد. بدون رجوع به من برود انجام بدهد. و اصلا راجع به مسائل کار و کسب و اشتغال و اینها با من هیچ صحبت نکند. این نه به خاطر این بود که ایشان می‌خواستند رفع ید کنند، به خاطر اینکه اینقدر می‌آمدند سؤال می‌کردند نمی‌دانم بالأخره...! آخر انسان فرهنگ سلوک را باید بداند. فرهنگ سلوک را باید بداند. خصوصیت سلوک را باید [بداند.] مرحوم آقا یک وقتی یک عبارتی داشتند، اینطور می‌فرمودند که سابق اساتید ـ حالا مثلا فلان مرشد، فلان استاد حالا فلان شخص ـ وقتی یک شخصی به آنها مراجعه می‌کردند این هر چه سرمایه و مال داشت از طرف می‌گرفت، می‌گفت هر چی مال داری باید بیاوری. من اینطوری هستم. آن هم هر چی مال داشت همه آن را توی کیسه می‌کرد. خانه داشت می‌فروخت. زندگی. حالا یک خونه را شاید نگه می‌داشت. هر چی اموال داشت، اون هم همه را قسمت فقرا می‌کرد. می‌گفت خیلی خب! حالا برو! هیچی. یعنی از اول به طرف می‌گفت اینجا درخواست چیزی نباید بکنی. نکنی.