
کوتاهی و سستی انسان در اجابت دعوت پروردگار
کوتاهی و سستی انسان در اجابت دعوت پروردگار
15آیۀ شریفه میفرماید: والّذین اذا مسّهم طائف من الشّیطان تذکروا. همین که شیطان میخواهد بیاید طوف کند، فورا زنگ به صدا در میآید. میآید پرش را، طائف یعنی میآید پرش را میزند. هان! اون بادش میخواهد بخورد، هنوز نچسبیده ها. یک وقتی میآید قشنگ انسان را در آغوش میگیرد و قشنگ معانقه میکند و میگوید جانم به قربانت کجا بودی؟ بیا که مدتها در انتظارت بودم. خب حالا این یک بحث دیگر است. یک وقتی نه! قبل از اینکه بیاید از دور میآید. قضیۀ شیطان این است. اول میاید دور خونه یک چرخی میزند. میبیند مانعی نشد میآید توی خونه، میآید دوباره یک دور میزند، مانعی نیست. میآید در اتاق هی دایره را تنگ میکند. تا بادش کم کم میخورد به آدم. نسیم و نفحاتش کم کم.... این آیه این را میگوید، همین که نفحات میخواهد بخورد تذکّروا، نمیگذارند بیاد بگیردشان. حضرت عیسی فرمود: موسی امر کرد اصحاب خودش را که لاتزنوا. دنبال زنا نروید. من به اصحابم امر میکنم که فکر زنا هم نکنید. چون فکر زنا گرچه انسان را نمیسوزاند ولی مانند دخانی میماند که از وراء جدار موجب تأذّی و موجب ضرر انسان میشود. کنار دیوار یک آتشی افروختهاند. این دودش میآید، آتش نمیسوزاند ولی آن دود...! چرا؟ چون فکر، فکر زناست. فکر زنا ذهن را متبدّل میکند. بخواهیم یا نخواهیم متبدّل میکند. خراب میکند.
این شیطان هم وقتی که میآید، میآید همچین هوا میزند یعنی همین که انسان یک خیال میکند، یک هوا بهش خورده، یک نسیم، یک نفحه بهش اصابت کرده. بعد اگر همانجا به کل برد، آن شیطان هم ببیند نه، اینجا راه ندارد. راهش را میکشد میرود میگوید در اینجا خیری به ما نمیرسد. برویم یک جای دیگر. بیخود خودمان را معطّل نکنیم. فذکّروا در را بستند، ولی اگر نه، یک فکر کرد یک فکر دیگر، یک فکر دیگر، خب حالا ببینیم، حالا ببینیم چیه قضیه؟ اون میبیند نه! راه باز است. موانع الحمدلله برداشته شده. یک خورده برویم جلو. یک خورده، یک خورده، یک خورده، کم کم بله؟
