
کوتاهی و سستی انسان در اجابت دعوت پروردگار
کوتاهی و سستی انسان در اجابت دعوت پروردگار
12چرا بطیئاً حین یدعونی؟ چون أن رآه الستغنی. اگر احساس استغناء نمیکرد خب بطی نبود. وقتی که الآن، امشب، میگویند اگر تا فردا این قلبش عمل نشود این از دنیا میرود، باز بطیئاً؟ لایرجع الی الطبیب؟ یا همین طور مینشیند بله! ان شاء الله خدا بزرگ است؟ چرا؟ چون لا یراه الستغنی. الآن خود را مستغنی دیگر نمیبیند. الآن یراه محتاجا، یا نفسه محتاجا، فقیرا ذو علّة و شدّة. بله اگر بیایند بگویند که فرض بکنید عکسی از او بردارند. با همین اجهزۀ جدیده و اینها، به او بگویند که فرض بکنید که آقا خیلی ضرورت هم ندارد الآن شما عمل کنید تا چند سال دیگر هم عمل کردید اشکالی ندارد. تا یک سال دیگر. خیلی مسألۀ مهمی نیست. این رگها همچنین خیلی ضیق نشده. رگهای کرنور و اینها که بخواهید عوض کنید. یک مقداری ضیق شده و ممکن است بعد یک آلات و ادواتی بیاید و یک قرصهایی بیاید، یک داروهایی بیاید موجب حل این پلاکتهایی باشد که فرض کنید دور اینها، اگر اشتباه میکنم شما درستش را بگویید ها. دور این عروقند. میگویند یک همچنین داروهایی میخواهد بیاید، هنوز دارند آزمایش میکنند و در مرحله فعلا امتحان و استخبار و اینهاست. اگر بگویند باز هم عجله دارد؟ نه. یراه الستغنی. تا به او این خبر را میدهند دیگر آن حالت عجله و مراجعه چی میشود؟ مبدل میشود به بُطئ. چرا نمیروی عمل بکنی؟ حالا مهم نیست. حالا فعلا دستگاه نشان میدهد خیلی ضرورتی ندارد. تا الآن خیال میکرد ضرورت دارد. به محض اینکه متغیّر شد عینا مانند این آیات قرآن.
قرآن میگوید وقتی که اینها در دریا نشستهاند. نخشیهم موج من فوق موج اگر ما را به خشکی و [ساحل] ببری آدم خوبی میشویم و اطاعتت میکنیم. وقتی که ما اینها را به ساحل میرسانیم برمیگردند به کار اول خودشون. همین که چشمشون به ساحل میافتد تمام شد. تمام شد و رفت. تا وقتی تو دریا [هستند]احساس چی میکنند؟ احساس فقر و احتیاج . وقتی که رسیدند به ساحل احساس استغناء میکنند. دو حال چیه؟ متبدّله.
