اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سرّ و رمزموفقیت اولیاء الهی

14139
سال 1420
جلسات
نسخه عربی

سرّ و رمزموفقیت اولیاء الهی

8
  • آن وقت یک همچنین شخصی به جرم رفتن مسجد سهله، ایشان شبهای پنج شنبه برای اینکه به درسش لطمه نخورد، هر شب پنج شنبه می‌رفت مسجد سهله تا صبح را هم ایشان به عبادت مشغول بودند هر شب پنج شنبه، صبح هم برمی‌گشت به نجف. برای رفتن مسجد سهله ایشان را متّهم به تصوّف کردند. همین علماء. آقا سید محمد حسین صوفی است. آقا سید محمد حسین درویش است. به او سلام نکنید . ارتباط نداشته باشید. می‌گفتند آقا، می‌گفتند ارتباط نداشته باشید با این. این مغزتان را خراب می‌کند. همین حرفهایی که دارند می‌زنند الآن. درویش است. صوفی است. اعتناء نکنید. اینها مخالف اهل بیتند. اینها معاند با اهل بیت هستند! معاند با اهل بیت! گفتم به شما آن قضیۀ چیز را یا نه؟ اجتهاد آقای شاهرودی را؟ نگفتم؟

  • همان سالی که ایشان کسالتی پیدا کرده بودند، به اتفاق ایشان ما یک دو هفته‌ای رفتیم در اخلمد، بیرون مشهد، تقریبا در هفتاد کیلومتری مشهد است. دکترها گفته بودند که ایشان بایستی هوای سالمی را تنفس کنند. یک مدتی رفته بودیم آنجا. من یک چیزی شنیده بودم، سابق، راجع به مدرک اجتهاد ایشان با آقای شاهرودی. خلاصه یک شب دیدیم ایشان فعلا دست به قلم و کاغذ نمی‌برند. بعد از شام بود و فرصت را غنیمت شمردیم، آمدیم توی اتاقشان نشستیم و یک خورده گفتیم و خندیدیم. بعد یک دفعه گفتم آقا این قضیۀ شما با آقای شاهرودی چیست؟ ایشان خیلی جا خوردند که من این را از کجا فهمیدم؟ می‌خواستند نگویند دیدند نه! من اصرار می‌کنم. بالاخره گفتند. گفتم نه آقا جان من می‌خواهم این را بدانم. خلاصه گفتند قضیه اینطور است که وقتی که ما در نجف بودیم و می‌خواستیم بیاییم مرحوم حاج شیخ عباس قوچانی ایشان به ما گفتند شما از آقایان اساتیدتان، آنهایی که به شما اجازه اجتهاد نداده‌اند خوب است اجازۀ اجتهاد بگیرید. خوب بعضی‌ها خودشان می‌دادند مثل مرحوم حاج شیخ حسین حلّی، مرحوم آقای خویی، شیخ آقا بزرگ طهرانی. اجازۀ اجتهاد شیخ آقا بزرگ این مقدار هم هست. دفتر چه هم هست که همراه با رسالۀ مربوط به درایه و رجال، مرحوم آقا نوشتند زیرش هم آن اجازۀ روایی را به ایشان واگذار کردند. ولی از اینها ایشان می‌گفتند که من خیلی تمایل نداشتم ولی علی ایّ حال گفتم حالا ایشان گفتند ما می‌رویم بگوییم.