سرّ و رمزموفقیت اولیاء الهی
6آن منزلی که ما در طهران بودیم، یک کسی از آشنایان مرحوم آقا در همان سر کوچه، یکی از آقایان تجّار بازار بود، با خیلی از آقایان ارتباط داشت. رفت و آمد داشت. خلاصه منبری دیده و روحانی دیده و عالم دیده و اینها بود. خب منزل ما هم رفت و آمد داشت و اینها. یک شب مرحوم آقا داشتند از مسجد میآمدند، شب ماه رمضان بود. شبهای ماه رمضان ایشان دعای افتتاح یا دعای ابوحمزه، شرح میکردند و تا پاسی از شب، نزدیکهای نصف شب طول میکشید. بعد دیگر برمیگشتند در منزل. شبهای تابستان هم خب روزها بلند بود دیگر. در یکی از این شبها که خلاصه حالی پیدا شده بود و این شخص هم بالاخره یک خورده متأثر شده بود و فلان و یک خورده سر وجد، کیف و اینها بود. خلاصه دنبال آقا راه افتاده بود. حضرت آقا، حضرت آقا! بفرمایید آقا چیه؟ گاهی میآمد در منزل، آقا یک سؤالی از شما دارم. همچین سر کیف بود خلاصه. سؤالی دارم. بفرمایید.
گفت آقا این جمادات اینها آیات الهی هستند یا نیستند؟ آقا از همان اول فهمیدند که چه میخواهد بگوید. آقا فرمودند خب بله. جمادات [از آیات الهی هستند]. نباتات چطور؟ اینها هستند. حیوانات؟ اینها همه آیات الهی هستند. بعد آن شخص عرض کرد که آقا انسان چطور از بین اینها؟ ایشان فرمودند بله انسان هم جزء آیات الهی است. بلکه آیۀ کبرای الهی است. نشانۀ کبری، صفات جمالیه و جلالیۀ پروردگار در انسان ظهور تام دارد. بعد خودش گفت وقتی که تمام اینها آیات الهی هستند خب انسان به طریق اولی باید باشد. گفت پس چرا اجازه نمیدهید که ما به شما آیى الله بگوییم؟ حضرت آیى الله بگوییم؟ چرا اجازه نمیدهید؟ ما هر وقت میخواهیم بگوییم میگویید که نه آقا ـ یک دفعه آقا به او فرموده بودند، این گفته بودش که حضرت آیى الله! آقا برگشتند گفتند من آیى الشیطان هستم. من آیى الله نیستم. حالا این میخواست آن مسألۀ آن روز را چیز کند ـ چرا اجازه نمیدهید ما به شما آیى الله بگوییم؟ بعد ایشان ایستادند و ـ خلاصه گاهی اوقات ایشان یک مطالبی را دیگر، عرض کنم به قول شما گاهی اوقات که خلاصه سواریخ خیلی طولانی و مقصد هم خیلی کوتاه! میخواستند مطلب را بهش بگویند ـ گفتند که آقا مسأله این نیست که ما آیت هستیم یا نیستیم. مسأله این است که الآن عدهای اسم آیت الله را بر خودشان گذاشتند که ما شرم داریم مانند آنها به ما هم آیى الله بگویند. نه از باب این است که ما تواضع میکنیم. نه آقا جون تواضعی تو کار نیست. یک عده از خدا بی خبر اینها اسم آیى الله را رو خودشان گذاشتند ما خجالت میکشیم با وجود یک همچنین عناوینی روی این افراد، به ما هم بگویند آیى الله. برای این میگوییم، نگویند. ما نمیخواهیم به آن تعفّن آنها ما هم متعفّن بشویم. ایشان گاهی اوقات بی رو در بایسی مطلب را میگفتند. شوخی نمیکردند. خیلی صریح. خب در بعضی از اوقات هم لازم است. تواضع در هر جایی پسندیده نیست.

