اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سرّ و رمزموفقیت اولیاء الهی

14139
سال 1420
جلسات
نسخه عربی

سرّ و رمزموفقیت اولیاء الهی

5
  • ای بسا ابلیس آدم روی هست***پس به هر دستی نباید داد دست
  • ظاهرش چون گور کافر پر حلل***باطنش قهر خدای عز و جلّ
  • این به خاطر این است که ما از احوال شخص خبر نداریم، ما نمی‌دانیم. یک شخص برای یک کسی تعریف می‌کرد و او به من گفت: شخصی موثقّی است. می‌گفت یکی از آقایان که فوت کرده و از دنیا رفته و صاحب رساله بوده، می‌گفت اگر من او را صبح از خواب بیدار نکنم نماز صبح این قضا می‌شود! از افرادی بود که در اندرونی ایشان رفت و آمد داشت.

  • خب در بیرون سلام و صلوات و بیا و برو و چه و چه، مبلّغین هم که از این طرف و از آن طرف می‌آیند مدح و ثنا بکنند، مردم عوام هم چه خبر؟ من یک روز از منزل ایشان می‌گذشتم دیدم آقا صبح، قبل از طلوع آفتاب، یک عده از یک جا آمده بودند و داشتند جلوی منزل ایشان زیارت‌نامه می‌خواندند! ایستاده بودند داشتند زیارت‌ نامه می‌خواندند تا در را باز کنند و اینها بروند تو! این آقا، همین آقا! بعد دیگر خب امتحاناتی پیش میاید و فلان. از باطن چه کسی خبر دارد؟ کسی خبر ندارد. وقتی که ما می‌شنویم فرض بکنید که یک شخصی مانند مرحوم آشیخ حسنعلی اصفهانی یک همچنین مطلبی را می‌گوید یا یک بزرگ دیگری راجع به یک شخصی دیگری، می‌گوید نفس کافری دارد یا فرض کنید شخصی...., اینها تعجب نباید بکنیم چرا؟ چون ما خبر نداریم. حرف خوب خیلی زده می‌شود. حرف خوب خیلی زده می‌شود. آن کسی که اطّلاع دارد و نیّات را می‌بیند و بر سرائر اثر وجود شخص احاطه و هیمنه دارد، او می‌فهمد که این مطالب که گفته می‌شود بر چه اساسی است؟ آیا در این مطالب خدای هم راهی دارد یا نه؟ مسأله از این قرار است.

  • ایشان می‌فرمودند وقتی که ما با مرحوم علامۀ طباطبایی ارتباط پیدا کردیم تازه به صدق طریق پی بردیم که بله این راه هم هست. این راه، راه صدق است. این راه، راه حقیقت است. این راه، راه واقعیت است. متوجه شدیم که این راه، راه معرفت است. بیخود که نمی‌گویند ایشان که اگر ما با ایشان برخورد نمی‌کردیم، خسر الدّنیا و الآخرة بودیم. ایشان می‌فرمودند من قبل از این که قم بروم خیال می‌کردم همۀ افرادی که متلبّس هستند و همۀ افرادی که در این لباس هستند همۀ آنها افراد مُزکّی و مزکّی و مربّی و مربّي و همه آنها صالح، تهذیب و مهذّب، خوب و از این چیزها. ولی وقتی که رفتم در قم دیدم بعضی از افراد، انسان شرم دارد که اسم روحانی و عالم بر آنها بگذارد. و افرادی ملائکه بدون وضو اسم آنها را نمی‌بردند. هر دو دسته را دیدیم. هر دو دسته را دیدیم.