سرّ و رمزموفقیت اولیاء الهی
3مرحوم آقا وقتی که در قم خدمت مرحوم علامۀ طباطبایی بودند، ایشان میفرمودند ما وقتی که به علامه رسیدیم صحّت و اطمینان راه و درستی مسیر را در وجود ایشان لمس کردیم. فهمیدیم که حق واقعیّت دارد، واقع در خارج موجود است واقعی است حقی است. صداقت رفتار و گفتار و فِعال مرحوم علامۀ طباطبایی رضوانالله علیه ما را به این حقیقت رساند که یک واقعی وجود دارد. و می فرمودند که اگر ما به علامه نرسیده بودیم همین طور در شک و اضطراب بودیم به خاطر این که به هر کی نگاه میکردیم یک چیزیش بود، حرفش با قولش دو تا بود، آن چه که میگفت با آن چه که عمل میکرد دو تا بود، دو تا بود.
حالا تا انسان ارتباط ندارد از مسایل و قضایا خبر ندارد. عمامهای میبیند بسیار منظم مرتّب، بقول معروف شصت پر وسی پر و لایههای خیلی دقیق، نظیف، ظریف، سانت، میل، اینها همینطور مرتّب، میگویند عمامه پیچیدن حساب و کتاب دارد! در سابق طلبهها، شما تمرین نمیکردید؟ من که تا به حال یک عمامه برای تمرین نپیچیدم، از وقتی که مرحوم پدرم عمامه سرم گذاشت تا الآن، گاهی اوقات خراب در میآمد گاهی اوقات درست در میآمد مرحوم آقا هم خیلی به من اعتراض میکردند این چه عمامهای است که سرت گذاشتهای؟ یک دانه نپیچیدیم. علامۀ طباطبایی را دیده بودید عمامهاش چطور بود؟ یک چیزی بود! بعضی از عکسهای ایشان است نشان میدهد. عمامه مرتب، عصای کذا، اینها همهاش....! نمیخواهم بگویم که اینها بد است. اینها خوب است. درست است. انسان باید نظیف باشد. منظم و مرتب باشد. مرحوم قاضی ـ رضوان الله علیه ـ منظمترین عالمی بود که در نجف بود. لباسی که برای بیرون میپوشید یک ذره آن لباسش کثیفی نداشت. و بهترین لباس را برای....، در حالی که خودش لباس مندرس میپوشید. چون ایشان وضع معیشتش هم وضع خوبی نبود. ولی بهترین لباس، قبا و عبایش مال بیرون بود. و این حکایت از نظم میکند، نظم شخصی میکند. ولی آن چه را که ما میبینیم و احساس میکنیم. همین مقدار است.سلامٌ علیکم. حرکت در بیرون با طمأنینه و با وقار با آرامش، با سکینه، قدمهای آهسته. این چیزی است که ما میبینیم. بیش از این خبر نداریم.

