اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سرّ و رمزموفقیت اولیاء الهی

14139
سال 1420
جلسات
نسخه عربی

سرّ و رمزموفقیت اولیاء الهی

7
  • یکی از این‌ها، همین آقا، همین آقایی که عرض کردم که آقا می‌گفت اگر من بیدار نکنم نماز صبحش قضا می‌شود! حالا این که بود؟ عُظمی هم به او می‌گفتند آیت ‌الله‌اش کم بود، عظمی هم به او اضافه می‌کردند! هان، خب انسان چطور می‌تواند به خودش اجازه بدهد که آیت اللهی که لقب أمیرالمؤمنین علیه السّلام است. آیتک العظمی و النباءُ العظیم، این آیت الله العظمی را که اختصاص به أمیرالمؤمنین دارد، در دعای افتتاح می‌خوانیم و در یکی از زیارات حضرت، از آن چند زیارتی که در خود مفاتیح است، و آیتک الکبری، آن جا داریم. آن وقت ما بیائیم این آیت الله العظمی را به چه کسانی بگوییم؟! به کسانی که هرّ را از برّ تشخیص نمی‌دهند، هرّ را از برّ تشخیص نمی‌دهند! به کسانی که در اکتساب صفات ملکوتی از ادنای عوام پایین‌تر هستند از همین ادنای مردم که توی کوچه و خیابان راه می‌روند، اینها پایین‌تر هستند! چطور بیائیم یک هم چنین حرفی را بزنیم؟

  • ایشان می‌فرمودند وقتی که ما نجف رفتیم، خیلی حرفها به ما می‌زدند! خیلی حرفها، آن جا هم همین حرفهایی که ما داریم بود ها! خیلی! اگر کسی در جلسۀ فلان آقا شرکت نمی‌کرد، آقا چی شده که این روضه نمی‌آید؟ آقا نمی‌خواهد بیاید روضه، چه کارش داری؟ می‌خواهد درسش را بخواند، می‌خواهد مطالعه کند، مباحثه کند، نمی‌شود، کسانی که می‌روند پای درس آقای خوئی، حتما باید در مجالس روضۀ ایشان هم شرکت کنند، کسانی که می‌روند درس آقای شاهرودی، باید شرکت کنند! مرحوم آقا می‌گفتند از اول تا آخر من یک مجلس روضۀ اینها نرفتم، می‌رفتم درس و همه هم می‌دانستند قویترین شاگرد این درس‌ها، منم. یعنی مسألۀ چیزی نبود که بگویند آدم تنبلِ و برای اتلاف وقت و اینها می‌آید، نه! صریحا هم می‌گفتند، در آن قضیّه به آقای خوئی هم گفتند، آن قضیّه ای که ما در همان قسمت اول نوشتیم و خیلی موجب سر و صدا شد! اعتراضات شدید از اینور و آنور که تو چرا....؟ به آقای خوئی گفتند که ما حاضریم با همدیگر بحث کنیم، ر یک فرع فقهی را مطرح کنید. شما ادله را بیاورید، من هم بیاورم در جلوی افراد، ببینیم کدام قوی‌تر هستیم؟ شوخی نمی‌کند. وقتی کسی این حرف را می‌زند، خب آقای خویی می‌گوید بسم ‌الله دیگر، چرا گفت نه؟ بنده خودم این را شنیدم. ایشان این قضیه را داشتند برای آقای مطهّری می‌گفتند و بنده با همین گوشم شنیدم و غیر از آن این قضیه را در جلسۀ عصر جمعۀ مشهد در وقتی که رفقای شیرازی و اصفهانی هم آمده بودند این قضیه را در آن جا جلوی همه مطرح کردند. این افرادی که می‌گویند این قضیه را آقا نگفتند در ملاء، بدانند گفتند. این هم نشانیش! درست است؟ ایشان گفتند شما یک فرع فقهی را بیاورید. بروید یک هفته هم روی ادلّه‌اش کار کنید. آقای خویی که استادشان بودند. بعد هم می‌اییم جلوی همه، شما ادلّۀ‌تان را بیاورید ما هم ادله [ءمان را می‌آوریم] ببینیم من قویترم در استدلال یا شما قویترید؟ خب بسم ‌الله دیگر، وقتی که کسی یک همچنین حرفی می‌زند، یعنی بسم‌ الله.