سرّ و رمزموفقیت اولیاء الهی
4یک وقتی من مشهد از منزل مرحوم آقا آمدم بیرون میخواستم بروم جایی تابستان بود. ظاهرا یکی دو سال به فوت مرحوم آقا مانده بود. همین که آمدم بیرون دیدم یکی از آن سه راهی به اتفاق زن و بچهاش میخواهد بیاید منزل مرحوم آقا، یک فرد خیلی معنونی بود که همه هم میشناسنش و از اهل علم....، حرکتش با آنها یک نحو خاصّی بود. تا چشمش به ما افتاد من یک مرتبه دیدم، مستقیم خیلی دقیق ایستاد و خیلی چیز، سرش پایین و دیگر به آنها مجال صحبت کردن نداد و آنها فهمیدند که هوا خیلی پس است. بایستی که یک خورده عقب بایستند و دکور را درست کنند. ما هم همینطور آمدیم و آمدیم تا به او رسیدیم. یک سلام و علیک و گفتیم آقا یک قدری دیر شد! رفتم. یک قدری دیر شد! نمیدانم منظورم را فهمید یا نه! این چیزی است که چیست؟ همین جلوی....، بله؟
چرا امام سجاد علیه السّلام میفرماید اگر میخواهی به احوال و روحیّات یک شخصی پی ببری ـ عبارتشان عبارت به علماء بود ـ باید در خلوت و جلوت با آنها باشی. باید با آنها همنشینی داشته باشی. چرا؟ چرا در نامهای میفرمایند به آن شخص برای مراجعۀ به علماء سوء، وقتی که حضرت بر حذر میدارند او را. میفرمایند اگر دیدی شخصی اینطور است غرّه مشو. گول نخور، چه بسا ممکن است شخصی اینطور باشد. اگر دیدی نمازش اینطور است. روزهاش این طور است مبادا گول بخوری شاید برای ریا است، اگر دیدی در صحبت هم صداقت به خرج میدهد مبادا گول بخوری شاید فلان، هی همینطور حضرت مراتب اعمال خارجی و گفتار و اقوال را، همینطور بیان میکنند. بعد به او میفرمایند که باید با او ممارست کنی بروی و بیایی و بنشینی و بلند شوی، نقاط ضعفش به دست بیاید. نقاط قوتش بدست بیاید. بفهمی که آیا صادق هست در کلامش یا نه! این اینطور هست قضیه. چرا مرحوم آقا میفرمودند اگر انسان بخواهد یک استادی را انتخاب کند نمیتواند دفعةٌ واحده به یک شخصی مراجعه کند؟ چرا؟ ما که علم غیب نداریم ما که اطلاع نداریم. بر سرائر اشخاص ما که خبر نداریم. شاید این لصّ باشد شاید این سارق باشد. بله؟

