اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سرّ و رمزموفقیت اولیاء الهی

0
سال 1420
جلسات

فقره دعاء: الحمد لله الذي أدعوه فيجيبني و أن كنت بطيئاً حين يدعوني. 1 بزرگان و اولياء الهي هدف و غایت خود را تنها لقاء پروردگار قرار داده‌ند. 2 فرمايش مرحوم علامه طهراني در ارتباط با جايگاه و علوّ مقام مرحوم علامه طباطبائي در قبال ساير افراد و علماء. 3 بدون تحقیق وحصول اطمینان نمی توان شخصی را به عنوان استاد پذیرفت. 4 سخنان و تهمت‌هاي ناروای برخي از علماء بر عليه مرحوم علامه طهراني در مدت اقامت ايشان در نجف اشرف. 5 حمله صدام به حوزۀ نجف اشرف بدليل توهين‌ها و آزار و اذيت اولياء الهي همچون مرحوم قاضي و علامه طباطبائي و... بوده است.

سرّ و رمزموفقیت اولیاء الهی

3
  • مرحوم آقا وقتی که در قم خدمت مرحوم علامۀ طباطبایی بودند، ایشان می‌فرمودند ما وقتی که به علامه رسیدیم صحّت و اطمینان راه و درستی مسیر را در وجود ایشان لمس کردیم. فهمیدیم که حق واقعیّت دارد، واقع در خارج موجود است واقعی است حقی است. صداقت رفتار و گفتار و فِعال مرحوم علامۀ طباطبایی رضوان‌الله علیه ما را به این حقیقت رساند که یک واقعی وجود دارد. و می فرمودند که اگر ما به علامه نرسیده بودیم همین طور در شک و اضطراب بودیم به خاطر این که به هر کی نگاه می‌کردیم یک چیزیش بود، حرفش با قولش دو تا بود، آن چه که می‌گفت با آن چه که عمل می‌کرد دو تا بود، دو تا بود.

  • حالا تا انسان ارتباط ندارد از مسایل و قضایا خبر ندارد. عمامه‌ای می‌بیند بسیار منظم مرتّب، بقول معروف شصت پر وسی پر و لایه‌های خیلی دقیق، نظیف، ظریف، سانت، میل، اینها همینطور مرتّب، می‌گویند عمامه پیچیدن حساب و کتاب دارد! در سابق طلبه‌ها، شما تمرین نمی‌کردید؟ من که تا به حال یک عمامه برای تمرین نپیچیدم، از وقتی که مرحوم پدرم عمامه سرم گذاشت تا الآن، گاهی اوقات خراب در می‌آمد گاهی اوقات درست در می‌آمد مرحوم آقا هم خیلی به من اعتراض می‌کردند این چه عمامه‌ای است که سرت گذاشته‌ای؟ یک دانه نپیچیدیم. علامۀ طباطبایی را دیده بودید عمامه‌اش چطور بود؟ یک چیزی بود! بعضی از عکس‌های ایشان است نشان می‌دهد. عمامه مرتب، عصای کذا، اینها همه‌اش....! نمی‌خواهم بگویم که این‌ها بد است. این‌ها خوب است. درست است. انسان باید نظیف باشد. منظم و مرتب باشد. مرحوم قاضی ـ رضوان ‌الله علیه ـ منظم‌ترین عالمی بود که در نجف بود. لباسی که برای بیرون می‌پوشید یک ذره آن لباسش کثیفی نداشت. و بهترین لباس را برای....، در حالی که خودش لباس مندرس می‌پوشید. چون ایشان وضع معیشتش هم وضع خوبی نبود. ولی بهترین لباس، قبا و عبایش مال بیرون بود. و این حکایت از نظم می‌کند، نظم شخصی می‌کند. ولی آن چه را که ما می‌بینیم و احساس می‌کنیم. همین مقدار است.سلامٌ علیکم. حرکت در بیرون با طمأنینه و با وقار با آرامش، با سکینه، قدم‌های آهسته. این چیزی است که ما می‌بینیم. بیش از این خبر نداریم.