اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سرّ و رمزموفقیت اولیاء الهی

0
سال 1420
جلسات

فقره دعاء: الحمد لله الذي أدعوه فيجيبني و أن كنت بطيئاً حين يدعوني. 1 بزرگان و اولياء الهي هدف و غایت خود را تنها لقاء پروردگار قرار داده‌ند. 2 فرمايش مرحوم علامه طهراني در ارتباط با جايگاه و علوّ مقام مرحوم علامه طباطبائي در قبال ساير افراد و علماء. 3 بدون تحقیق وحصول اطمینان نمی توان شخصی را به عنوان استاد پذیرفت. 4 سخنان و تهمت‌هاي ناروای برخي از علماء بر عليه مرحوم علامه طهراني در مدت اقامت ايشان در نجف اشرف. 5 حمله صدام به حوزۀ نجف اشرف بدليل توهين‌ها و آزار و اذيت اولياء الهي همچون مرحوم قاضي و علامه طباطبائي و... بوده است.

سرّ و رمزموفقیت اولیاء الهی

2
  •  

  •  

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • و صلَّی‌ اللهُ عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبی‌القاسم مُحَمّدٍ

  • و علی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ

  •  

  •  

  • الحمد لله الّذی ادعوه فیجیبنی و ان کنت بطیئا حین یدعونی.

  • حمد، مختص پروردگاری است که هر گاه او را بطلبم لبیک می‌گوید و آنگاه که او مرا بخواند مماطله می‌کنم و بُطء نشان می‌دهم.

  • دیشب عرض شد که این بزرگان و اولیاء که فقط و فقط وجهۀ خود را لقاء پروردگار قرار دادند و هیچ شائبه‌ای از شوائب عالم کثرت در آنها وجود ندارد و هیچ تعلقی نسبت به اهویّه و آراء دنیّیۀ عالم کثرت در آنها نیست، بی جهت و بیخود این راه و مسلک را اختیار نکردند. یک مسأله‌ای را می‌دانستند و یک مطلبی را متوجه بودند که این کار را کردند.

  • هر عملی را که انسان انجام بدهد و هر مقصدی را که مدّ نظر قرار بدهد این بر اساس یک پیش فرضهایی است بر اساس یک تصوراتی است بر اساس یک مبادی اولیه است. آیا ممکن است که انسان بی‌جهت و بدون هیچ‌گونه نفع و فایده‌ای یک عملی را انجام بدهد؟ نمی‌شود. بله! ممکن است در تصور نفع و فایده انسان دچار اشتباه بشود. اما بیخود و بی‌جهت یک مطلبی را انسان دنبال و پی‌گیری کند، این از یک انسان عاقل زیبنده نیست.

  • چرا این اولیاء و بزرگان فقط همت خود را لقاء پروردگار قرار دادند و از غیر او چشم پوشیدند و به مسائل دیگری توجه نکردند؟ این علتش چیست؟ علتش اینست که متوجه شدند که غیر از او قابل اعتماد نیست. غیر از پروردگار هیچ ذات دیگری قابل توجه و اعتماد و اتّکا نیست. این مسأله در وجود آنها راسخ و متمرکز و حک شده و وقتی که این قضیه حک بشود انسان نمی‌تواند غیر از او را عمل کند. نمی‌تواند غیر از او را انجام بدهد ولو هر چه می‌خواهد بشود دیگر. وقتی انسان به یک مطلبی قطعی و یقینی می‌رسد نمی‌تواند دیگر صرف نظر کند، حالا هر چه می‌خواهد بشود. هر حرفی می‌خواهند بزنند. هر کاری می‌خواهند بکنند. برای انسان هر چیزی را می‌خواهند دربیاورند، خب دربیاورند. چرا؟ چون انسان به آن یقین رسیده و آن یقین برای انسان راه را باز کرده و غیر از آن راه را بسته، این چطور می‌تواند حرکت کند و برود؟ این چطور می‌تواند غیر از این مسیر را اختیار کند؟